باران بوی تورا میبارد.. زیربارانم بی چتر

به قیمت سپید شدن موهایم تمام شد ولی آموختم که ناله ام سکوت باشد،گریه ام لبخند، وتنها همدمم خدا

نرم نرمک میرسد اینک بهار خوش به حال روزگار

سال نو را بر تمامی مردم ایران زمین و فرزندان ایرانی که با نثار خون خود نهال غیرت و آزادگی را آبیاری کردند را تبریک میگویم یادشان همیشه جاوید باد 

بچه ها تحویل سال، یادش بخیر شلمچه 

چیده بودیم تو سفره، سربند و یک سرنیزه 

بچه ها خیلی گشتن، تو جبهه سیب نداشتیم 

به جای سیب تو سفره، کمپوتشو گذاشتیم

تو اون سفره گذاشتیم، یه کاسه سکه و سنگ

سمبه به جای سنجد، یه سفره رنگارنگ

اما یه سین کم اومد، همه تو فکری رفتیم

مصمم و با خنده، همه یک صدا گفتیم

به جای هفتمین سین، تو سفره "سر" می ذاریم

"سر" کمه؛ هرچی داریم، پای "رهبر" می ذاریم

۹۳/۱۲/۲۷ | ۱۱ قبل از ظهر | س جعفرنژاد | |

دعای ندبه 12دیماه 1393 مزار شهدای گمنام آرمیده در بلندای کوه سرخه

عجب صفایی داشت ، اینطوری که حاج آقا گفتند انشاالله هر هفته ساعت 8 دعا برگزار میشه.

امیدوارم توفیق داشته باشم شما همشهریان عزیز را آنجا زیارت کنم

https://www.youtube.com/watch?v=eE-g06Z-u_E

۹۳/۱۰/۱۹ | ۱۱ قبل از ظهر | س جعفرنژاد | |

بیچاره پاییز دستش نمک ندارد.....

این همه باران به آدم میبخشداماهمین آدم ها تهمت ناروای خزان رابه او میزنندخودمانیم ....تقصیرخودش است

بلدنیست مثل بهار خودگیرباشدتاشب عیدی زیرلفظی بگیردوباهزاران نازوکرشمه سال تحویل راهدیه دهد

سیاست تابستان را هم ندارد که درظاهربا ادم ها گرم و صمیمی باشدولی ازپشت خنجرسوزناک بزند.بیچاره ....بخت و اقبال زمستان راهم نداد که باتمام سردیی و بی تفاوتیش این همه خواهان داشته باشد

اوپاییز است روراست و بخشنده ....ساده دل فکرمی کنداگرتمام داشته هایش رازیرپای آدم ها بریزد....روزی..جایی لحظه ای ازخوبی هایش یاد می کنند.خبرندارد آدم ها روراست بودن و بخشنده بودنش را به پای محبتش نمی گذارند...عادت آدم ها همین است

یکی به این پاییز بگوید آدم هایادشان نرفته که تورسم عاشق بودن را یادشان داده ای ...

دست دردست معشوقه ای دیگرپابرروی برگهایت میگذارندتنها یادگاری کخه برایت می ماند ...صدای خش خش برگهای توبعد ازرفتن آنهاست تو میمانی باتنی عریان تنها به رفتنشان نگاه می کنی وخستگی عاشقی درتنت می ماند.

۹۳/۰۷/۲۲ | ۱۱ قبل از ظهر | س جعفرنژاد | |

زیر باران حرم گرمی تب می چسبد

و زیارت همه جا آخر شب می چسبد


دست بر سینه به سوی حرمت می آیم

پای بوسی تو در اوج ادب می چسبد


نسل در نسل , شما عادت کم احسانید

بی سبب نیست در این خانه طلب می چسبد


باد می پیچد و هوهوی صدای پرچم...

شب میلاد تو همراه طرب می چسبد


ناخودآگاه کنار حرمت می فهمم

نام زیبای  تو با اشک به لب می چسبد


طعم سوهان قم و چای نجف , در مشهد

گوشه ی صحن گهرشاد عجب می چسبد

عیدتون مبارک

۹۳/۰۶/۱۴ | ۹ قبل از ظهر | س جعفرنژاد | |

بعضي آدم ها را نميشود داشت

فقط ميشود يک جور خاصي دوستشان داشت !

بعضي آدم ها اصلا براي اين نيستند که براي تو باشند يا تو براي آن ها !

اصلا به آخرش فکر نمي کني

آنها براي اينند که دوستشان بداري

آن هم نه دوست داشتن معمولي نه حتي عشق !

يک جور خاصي دوست داشتن که اصلا هم کم نيست ...

این آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم

در کنج دلت تا ابد یه جور خاص دوست داشته خواهند شد

۹۳/۰۴/۲۱ | ۷ قبل از ظهر | س جعفرنژاد | |

 الهام نظام دوست ، همسر جمشید دانایی فر ، مرزبانی که در اسارت تروریست هاست، می گوید: نامی برای فرزند خود انتخاب نکرده و تا زمان مشخص شدن سرنوشت همسرش، او را امید صدا می زند. «امید» پس از ربوده شدن پدرش به دنیا آمده است .


ادامه مطلب
۹۳/۰۱/۲۱ | ۱۰ قبل از ظهر | س جعفرنژاد | |

 

من خواب دیده ام که تو تعبیرمیشوی.....

۹۳/۰۱/۱۸ | ۱۳ بعد از ظهر | س جعفرنژاد | |

دلتنگی چیز عجیبیست آدم را آرام آرام ناآرام میکند

۹۳/۰۱/۱۸ | ۱۲ بعد از ظهر | س جعفرنژاد | |

بی تو


نه بوی خاک نجاتم داد


نه شمارش ستاره ها تسکینم


چرا صدایم کردی


چرا ؟


سراسیمه و مشتاق


سی سال بیهوده در انتظار تو ماندم و نیامدی


نشان به آن نشان


که دو هزار سال از میلاد مسیح می گذشت


و عصر


عصر والیوم بود


و فلسفه 

۹۳/۰۱/۱۸ | ۱۲ بعد از ظهر | س جعفرنژاد | |

نیم ساعت پیش،


خدا را دیدم


که قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش


سرفه کنان


در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت


و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد،


آواز که خواند تازه فهمیدم


پدرم را با او اشتباهی گرفته ام.


زنده یاد حسین پناهی

۹۳/۰۱/۱۸ | ۱۲ بعد از ظهر | س جعفرنژاد | |

www . night Skin . ir