تبليغاتX
مطالبی جالب از شهر اراک
 
مطالبی جالب از شهر اراک
 
 
هر مطلب جدیدی رو باید تو این وبلاگ پیدا کرد .
 

اگر به فرض كه هیچ دلیلی بر حقانیت و صلاحیت امام حسین (ع) نباشد ,بعد آدم یك بار دعای عرفه بخواند, می شود به "حسین" ایمان نیاورد؟ نشناسدش؟ عاشقش نشود؟ دیوانه اش نشود؟ آیا چنین چیزی امكان دارد؟ حمد و سپاس خدایی را سزاست كه تیر حتمی قضایش را هیچ سپری نمی شكند و لطف و محبت و هدایتش را هیچ مانعی باز نمی دارد و هیچ آفریده ای به پای شباهت مخلوقات او نمی رسد. ............ . . حهل و نادانی من و عصیان و گستاخی من تو را باز نداشت از اینكه راهنمایی ام كنی به سوی صراط قربتت و موفقم گردانی به آنچه رضا و خوشنودی توست. پس هر گاه كه تو را خواندم پاسخم گفتی . هر چه از تو خواستم عنایتم فرمودی. هرگاه اطاعتت كردم قدردانی و تشكر كردی. و هر زمان كه شكرت را بر جا آوردم بر نعمت هایم افزودی. و اینها همه چیست؟ جز نعمت تمام و كمال و احسان بی پایان تو؟! ............ . . من كدام یك از نعمت های تو را می توانم بشمارم یا حتی به یاد آورم و به خاطر سپارم؟ ............ . . خدایا!الطاف خفیه ات و مهربانی های پنهانی ات بیشتر و پیشتر از نعمتها ی آشكار توست. ............ .. . خدایا!من را آزرمناك خویش قرار ده آن سان كه انگار میبینمت. من را آنگونه حیامند كن كه گویی حضور عزیزت را احساس می كنم. خدایا! من را با تقوای خودت سعادتمند گردان. و با مركب نافرمانی ات به وادی شقاوت و بد بختی ام مكشان. در قضایت خیرم را بخواه. و قدرت بركاتت را بر من فرو ریز تا آنجا كه تاخیر را در تعجیل های تو و تعجیل را در تاخیر های تو نپسندم. آنچه را كه پیش می اندازی دلم هوای تاخیرش را نكند. و آنچه را كه بازپس می نهی من را به شكوه و گلایه نكشاند. ............ . .. پروردگار من! ............ . .. من را از هول و هراس های دنیا و غم واندوه های آخرت رهایی ببخش. و من را از شر آنان كه در زمین ستم می كنند در امان بدار. ............ . .. خدایا! به كه واگذارم می كنی؟ به سوی كه می فرستی ام؟ به سوی آشنایان و نزدیكان؟تا از من ببرند و روی برگردانند. یا به سوی غریبان و غریبه گان تا گره در ابرو بیافكنند و مرا از خویش برانند؟ یا به سوی آنان كه ضعف مرا می خواهند و خواری ام را طلب می كنند؟ ............ . .. من به سوی دیگران دست دراز كنم؟در حالی كه خدای من تویی و تویی كارساز و زمامدار من. ............ .. .. ای توشه و توان سختی هایم! ای همدم تنهایی هایم! ای فریاد رس غم وغصه هایم! ای ولی نعمت هایم! ............ . ... ای پشت و پناهم در هجوم بی رحم مشكلات! ای مونس و مامن و یاورم در كنج عزلت و تنهایی و بی كسی! ای تنها امید و پناهگاهم در محاصره ی اندوه و غربت و خستگی! ای كسی كه هر چه دارم از توست و از كرامت بی انتهای تو! ............ . .. تو پناهگاه منی! تو كهف منی! تو مامن منی! وقتی كه راه ها و مذهب ها با همه ی فراخی شان مرا به عجز می كشانند و زمین با همه ی وسعتش بر من تنگی می كند و ........... ............ . ... اگرنبود رحمت تو بی تردید من از هلاك شدگان بودم. و اگر نبود محبت تو بی شك سقوط و نا بودی تنها پیشروی من میشد. ............ . ... ای زنده! ای معنای حیات! زمانی كه هیچ زنده ای در وجود نبوده است. ............ .. ... ای آنكه : با خوبی و احسانش خود را به من نشان داد. و من با بدی ها و عصیانم در مقابلش ظاهر شدم. ............ . .. . ای آنكه: در بیماری خواندمش و شفایم داد.. در جهل خواندمش و شناختم عنایت كرد. در تنهایی صدایش كردم و جمعیتم بخشید. در غربت طلبیدمش و به وطن بازم گرداند. در فقر خواستمش و غنایم بخشید. ............ من آنم كه بدی كردم ... من آنم كه گناه كردم. من آنم كه به بدی همت گماشتم.. من آنم كه در جهالت غوطه ور شدم. من آنم كه غفلت كردم. من آنم كه پیمان بستم و شكستم. من آنم كه بد عهدی كردم ..... و ....... اكنون باز گشته ام. باز آمده ام با كوله باری از گناه و اقرار به گناه. پس تو در گذر ای خدای من! ببخش ای آنكه گناه بندگان به او زیان نمی رساند. ای آنكه از طاعت خلایق بی نیاز است و با یاری و پشتیبانی و رحمتش مردمان را به انجام كارها ی خوب توفیق می دهد. ............ . ... معبود من! اینك من پیش روی توام و در میان دست های تو. آقای من! بال گسترده و پر شكسته و خوار و دلتنگ و حقیر. نه عذری دارم كه بیاورم نه توانی كه یاری بطلبم. نه ریسمانی كه بدان بیاویزم. و نه دلیل و برهانی كه بدان متوسل شوم. چه می توانم بكنم؟ وقتی كه این كوله بار زشتی و گناه با من است ؟! انكار؟! چگونه و از كجا ممكن است و چه نفعی دارد وقتی كه همه ی اعضا و جوارحم به آنچه كرده ام گواهی می دهند؟ ............ .. .. خدای من! خواندمت پاسخم گفتی. از تو خواستم عطایم كردی. به سوی تو آمدم آغوش رحمت گشودی. به تو تكیه كردم نجاتم دادی. به تو پناه آوردم كفایتم كردی. خدایا! از خیمه گاه رحمتت بیرونمان مكن. از آستان مهرت نومیدمان مساز. آرزوها و انتظارهایمان را به حرمان مكشان. از درگاه خویشت ما را مران. ............ . .... ای خدای مهربان! بر من روزی حلالت را وسعت ببخش. و جسم و دینم را سلامت بدار. و خوف و وحشتم را به آرامش و امنیت مبدل كن. و از آتش جهنم رهایم ساز. ............ . .... خدای من! اگر آنچه از تو خواسته ام عنایتم فرمایی , محرومیت از غیر از آن زیان ندارد. و اگر عطا نكنی هر چه عطا جز آن منفعت ندارد. یا رب! یا رب! یا رب! ............ . .... خدای من! این منم و پستی و فرو مایگی ام. و این تویی با بزرگی و كرامتت. از من این می سزد و از تو آن ............ ... .........." چگونه ممكن است به ورطه ی نومیدی بیافتم در حالی كه تو مهربان و صمیمی جویای حال منی." .......... خدای من! تو چقدر با من مهربانی با این جهالت عظیمی كه من بدان مبتلایم! تو چقدر درگذرنده و بخشنده ای با این همه كار بد كه من می كنم و این همه زشتی كردار كه من دارم.. ........... خدای من! تو چقدر به من نزدیكی با این همه فاصله ای كه من از تو گرفته ام. ....... تو كه اینقدر دلسوز منی! ..... ........ خدایا تو كی نبودی كه بودنت دلیل بخواهد؟ تو كی غایب بوده ای كه حضورت نشانه بخواهد؟ تو كی پنهان بوده ای كه ظهورت محتاج آیه باشد؟ ....... كور باد چشمی كه تو را ناظر خویش نبیند. كور باد نگاهی كه دیده بانی نگاه تو را درنیابد. بسته باد پنجره ای كه رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود.. و زیانكار باد سودای بنده ای كه از عشق تو نصیب ندارد.. ....... خدای من! مرا از سیطره ی ذلت بار نفس نجات ده و پیش ازآنكه خاك گور بر اندامم بنشیند از شك وشرك رهایی ام بخش. ........ خدای من! چگونه نا امید باشم در حالی كه تو امید منی! چگونه سستی بگیرم ,چگونه خواری پذیرم كه تو تكیه گاه منی! ای آنكه با كمال زیبایی و نورانیت خویش چنان تجلی كرده ای كه عظمتت بر تمامی ما سایه افكنده. یا رب! یا رب! یا رب!
 
التماس دوعا
 
برگزیده از: سایت تبیان 
 |+| نوشته شده در  88/09/05ساعت 10 بعد از ظهر  توسط س جعفرنژاد  | 
در زمینه طنز نویسی خود کفا شدیم

متن زیر را بخوانید رفتار های نیروی انتظامی و... گاهی چه طنز های خنده داری را رقم می زند

روزنامه اعتماد نوشت:

در شب برگزاری دعای كمیل خانواده های فعالان سیاسی دو جوان هم اشتباهاً بازداشت شده اند.

گفته می شود در همان ساختمان یك پارتی شبانه در حال برگزاری بوده است و هنگامی كه دو نفر از حاضران در پارتی قصد خروج از ساختمان را داشته اند، ماموران از آنها می پرسند شما هم در دعای كمیل شركت داشتید؟ا آنها نیز از ترس بازداشت به دروغ خود را شركت كننده در دعای كمیل نامیده اما بازداشت می شوند. آنها پس از مشخص شدن هویت آزاد شدند.

در ادامه مطلب می توانید نظرات کاربران سایت خبری تابناک را در باره این مطلب بخوانید :


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/08/30ساعت 4 بعد از ظهر  توسط س جعفرنژاد  | 

 سو استفاده از نام خانواده های معظم شهدا

در نمازجمعه این هفته یک فرد شیک پوش بیانیه ای منتسب به خانواده شهدا و ایثارگران بر علیه علی اکبر کریمی شهردار سابق اراک پخش کرد.

در این بیانیه مطالبی علیه شهردار سابق اراک ذکر شده که  براساس اطلاعات در دست اغلب از سوی دستگاه قضای نیز رد شده است.

نکته جالب تر که از چشم یکی از همکاران پنهان نمانده است این است که مطالب ذکر شده دراین بیانیه در جلسات غیر علنی مطرح می شده است که حتی خبرنگاران نیز در جریان این مطالب قرار ندارند !!!!!  

به استناد نوشته یکی دیگر از همکاران  انجام چنین حرکات غیر اخلاقی مدتی است که در اراک شیوع پیدا کرده و افکار عمومی را در گیر مسائلی می کند که درخصوص آنها هیچ توضیح قابل قبولی ارائه نمی شود و موضوعات مطروحه در ابهام باقی می ماند.

وجالب  تر اینکه این مطالب اصلا از لوگو مشخص و یا اصولی استفاده نمی کنند وتنها قصدشان لجن مال کردن فردی است که از مقابل نمی شد با او درگیر شد زیرا مسلح به سلاح قانون بود.

منبع : مهرورزان

 |+| نوشته شده در  88/07/29ساعت 0 قبل از ظهر  توسط وحید  | 

شهردار سابق اراک گفت: با توجه به اعتقاد و اعتمادی که به عملکرد تیم مدیریتی شهرداری اراک داشتم، حاضر هستم که به صورت مناظره و رو در رو با حضور مردم و رسانه‌ها پاسخگوی ابهامات مطرح شده در روزهای اخیر باشم.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/07/29ساعت 0 قبل از ظهر  توسط وحید  | 

وبلاگ خبری مهرورزان در مطلبی جالب توجه و قابل تامل با عنوان

 بی ایمانی تا کجا آورده است :

براساس برخی از شنیده ها و دیده ها این بیانیه حاوی سوالات مطروحه شورای اسلامی شهر اراک از کریمی شهردار سابق بود که در نهایت منجر به استیضاح کریمی  شد.

اما نکته این است که این سوالات از سوی کریمی با پاسخ هایی همراه بود ولی هیچ کدام از این پاسخ ها در بیانیه ذکر نشده است وتنها اقدام به نشر سوالات شده است.

وجالب تر این که کریمی در روند استیضاح وجلسات پاسخ گویی به این سوالات ، بارها خواستار علنی شدن جلسات وحضور مردم وخبرنگاران در روند طرح سوالات واستیضاح خود بود.

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/07/29ساعت 0 قبل از ظهر  توسط وحید  | 
متأسفانه می‌آیند در قم که مرکز تشیع است، اعلام می‌کنند که برای بعضی از استان‌ها استاندار زن منصوب می‌کنیم؛ مگر می‌خواهید که با قرآن و پیامبر جنگ کنید که اینچنین خلاف شرع می‌گویید؟ شما با چه کسی می‌خواهید لجبازی کنید؟ آیا با احکام خدا و مسلّمات دین مخالف هستید؟

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/07/24ساعت 6 قبل از ظهر  توسط وحید  | 
شهردار سابق اراک گفت: آنچه مسلم است قانون شرایطی را گذاشته که یک شورای شهر به راحتی نتواند شهردار را برکنار کند که این فرآیند و روال از سوی اعضای شورای شهر اراک رعایت نشد و من هم اعتراض خود را به این روند به فرمانداری اراک اعلام کرده‌ام و اگرچه اصراری برای بازگشت ندارم اما، پیگیر موضوع هستم.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/07/17ساعت 6 قبل از ظهر  توسط وحید  | 

گزارش مرکزی دیلی ، علی‌اکبر کریمی، در اولین اظهار نظر پس از استیضاح از سوی اعضای شورای شهر اراک، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) – منطقه مرکزی، افزود: از اینکه توفیق خدمت‌گزاری به مردم اراک از من سلب شده است بسیار ناراحت هستم اما، از بابت آسودگی خاطر و کاسته شدن از فشارهای محیط کار خوشحالم.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/07/15ساعت 6 بعد از ظهر  توسط س جعفرنژاد  | 
 

تازه ترین خبر ها از ماجرای برکناری دکتر کریمی

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  88/07/09ساعت 4 بعد از ظهر  توسط س جعفرنژاد  | 

خداحافظ رفیق

عکس اختصاصی وبلاگ اراکیان

عکاس وحید .ن آ

 |+| نوشته شده در  88/07/08ساعت 8 بعد از ظهر  توسط س جعفرنژاد  | 
 

  بالا