تبليغاتX
مطالبی جالب از شهر اراک


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 88/11/19ساعت 0 قبل از ظهر توسط وحید |


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 88/11/16ساعت 9 بعد از ظهر توسط وحید |

بحث بر سر همت و اراده پولادين فاطمه فهيمه محبي، مدير تواناي دايرة المعارف تشيع است، اما در آغاز شرحي هرچند مجمل در معرفي دايرة المعارف تشيع لازم است. اين اثر با حمايت مالي بنياد اسلامي طاهر كه مؤسسه‌اي وابسته به موقوفات مرحوم سيد ابوالفضل توليت، متولي آستانه حرم حضرت معصومه(س) بود، در 1360 خورشيدي شروع به كار كرد. نخستين رئيس آن دكتر مهدي محقق بود و ويراستاران آن دكتر سيد احمد صدر حاج سيد جوادي، استاد بهاءالدين خرمشاهي و كامران فاني بودند. پس از آنكه دكتر محقق به خواست آيت الله سيد علي خامنه‌اي، براي راه‌اندازي دانشنامه جهان اسلام به آن بنياد رفت، دكتر صدر حاج سيد جوادي عهده‌دار سمت او شد و تاكنون اين مرد فرهيخته و مؤمن با كهولت سن همچنان به عشق علي(ع) به مديريت مشغول است. تاكنون از اين دايرة المعارف13 جلد(از مدخل آب تا قبله) منتشر شده است.

فاطمه فهيمه محبي در 1309 خورشيدي در تهران به دنيا آمد. پدرش از علماي خوش سيرت و مردم‌دار بود. در 1346 خورشيدي همسر خانم محبي كه خلبان هوانيروز بود، بر اثر سانحه‌اي گويا عامدانه به شهادت رسيد. پس از شهادت همسرش او با سه فرزند (دو پسر و يك دختر) تنها ماند. پسر خردسالش سعيد، كه آن زمان 6 ساله بود و ذكاوت فراوان داشت، مادر را مجبور به ترك ايران كرد. در سال 1352 خورشيدي خانم محبي با سعيد و پسر بزرگش به لندن رفت و در آن سامان هفت سال زيست. در لندن خانه خانم محبي محل تجمع جوانان پرشور انقلابي شد كه اينك برخي از آن جوانان داراي اسم و رسم سياسي اند.

در سال 1358 خورشيدي با اخطار دولت انگليس كه تمايلي به آن جلسات نداشت، به ايران بازگشت. سعيد كه دريافته بود عراق قصد حمله به ايران را دارد، تحصيل را نيمه تمام رها كرد و در مرداد ماه 1359 خورشيدي به ايران رفت و به مادر پيوست. در اوان جنگ تحميلي به جبهه رفت و... سرانجام در سال 1361 خورشيدي به درجه رفيع شهادت رسيد و چه سعيدهايي جان فدا كردند كه ايران، ايران بماند. خانم محبي پس از شهادت پسرش به ياري رزمندگان شتافت و بارها به جبهه رفت و در حد توان خود به ايران و رزمندگان سلحشور كمك كرد.

در بازگشت از جبهه دچار سانحه شد و چندين سال بستري بود. او با فروش يك طبقه از منزل مسكوني‌اش بنياد خيريه "شط" را به ياد شهيد سعيد محبي به راه انداخت تا دانشجويان درمانده را ياري رساند، اما در همان زمان از دكتر سجادي شنيد كه دايرة المعارف تشيع در شرف بسته شدن است و او با سرمايه خود جلد سوم آن را منتشر كرد. از اين اثر تا 1370 خورشيدي دو جلد به طبع رسيده بود. چاپ جلد سوم دو سال به درازا كشيد و از آن پس اين «بزرگا زن» بردبار، كار نشر اين اثر را پي گرفت و به گفته خود شادروان خانم محبي در 60 سالگي كه سن بازنشستگي است، او تازه شروع به كار كرده بود.

خانم محبي براي ماندگاري اين اثر همه خانه‌اش را فروخت و به خانه دخترش يا احياناً خانه خاله‌اش رفت. تاكنون هيچ نهادي به طور جدي از اين مؤسسه حمايت نكرده است، جز اينكه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي چند دوره از اين اثر را بخرد و پس از يك سال با تخفيف بهاي آن بپردازد. ما همگي نياز به اين اثر گرانبها داريم. اي كاش همه نهادها، مؤسسات فرهنگي، كتابخانه‌هاي عمومي و سازمان‌هاي گوناگون هزينه ناچيزي را صرف خريد اين دايرة المعارف بكنند. خانم محبي زينب‌وار صراحت لهجه داشت به همگان نامه مي‌نوشت كه اين كتاب به نتيجه برسد. اي كاش دست‌كم بنياد شهيد، سپاه پاسداران و بسيج و مراكز فرهنگي وابسته به آنها، به خانم محبي التفات مي‌كردند، چرا كه نفس انقلاب و جنگ با شهادت تنيده است و دايرة المعارف تشيع نيز حكايت شهيد و شهادت است.

خانم محبي زني تنها، اما دريا دل ،ذكر خيرش همه جا مشحون و از همه مهمتر او مادر شهيد بود. او جگر گوشه‌اش را به ايران و انقلاب تقديم كرده. تنها دلخوشي او اين بود اين اثر گرانقدر به سرانجام برسد و به قول خود او به ياد 16 مظلوم در 16 جلد به نتيجه برسد. خانم محبي، زينب كبري(س) و ابوالفضل عباس(ع) را نيز در كنار 14 معصوم برشمرده بود. شأن مادر شهيد والاست. اي كاش همه مسئولان همت كنند كه اين اثر به نتيجه برسد. خانم محبي قابل ستايش است، هم همسر شهید است و هم مادر شهيد و هم دوستدار تشيع ايراني. كافي است سري به دفتر دايرة المعارف تشيع مي‌زدي و مي ديدي اين بانوي بزرگوار چقدر دلواپس ادامه انتشار اين اثر بود و چقدر از آقايان دكتر صدر حاج سيد جوادي و بهاء الدين خرمشاهي و كامران فاني سپاسگزاري مي كرد. سرانجام اين زن دردكشيده در4 بهمن 1388 از دار دنيا رهيد و ما او را آنگونه که باید در نيافتيم: «آي آدم‌ها كه بر ساحل...».

بابك رشنوزاده (از مؤلفان دايره‌المعارف تشيع)
+ نوشته شده در 88/11/09ساعت 0 قبل از ظهر توسط س جعفرنژاد |

به گزارش اراک آنلاین استاد حسین انصاریان در مراسمی در مسجد سید ها اراک ضمن انتقاد از دولت و مسئولین گفت : جوانان لیسانس و فوق لیسانس ما بیکار هستند اما ادارات لشگرگاه زنان شده اند.

 وی اضافه کرد :تازه خوشحال هم هستند به دنیا بگویند که شما وزیر زن و مدیر زن و ... دارید ما هم داریم! ما بلا دارد سرمان می آید.وی ضمن انتقاد های دیگر با بیان اینکه من حرف پیغمبر (ص) را می زنم گفت: هیچی هم ندارم از من بگیرند نه ملکی دارم که بخواهند بگویند چون تو این حرف ها را زدی و ما خوشمان نیامد ملکت رو می گیریم نه چیزی. یک گلو داریم تا بتوانیم می گوییم نتوانیم و نخواهند می نویسیم.

انصاریان با اشاره به تهاجم های فرهنگی غرب گفت:  آنوقت ما برای برگزاری چنین جلساتی با هزار مشکل رو به رو هستیم و مسئولین می گویند به ما ارتباط ندارد. مسئولان استاندار و فرماندار و شهردار فکر می کنند کار همین درست کردن پارک و خیابان است و روز قیامت باید پاسخگو باشند.

 

+ نوشته شده در 88/11/07ساعت 8 قبل از ظهر توسط وحید |

سید صادق حسینی در پایگاه اطلاع رسانی یاران صدر نوشت:

هنوز دولت نهم، پایدار نشده بود که موج دیده بوسی و هم آغوشی مسئولان آن با ربایندگان “امام موسی صدر”، “رهبر ایرانی شیعیان لبنان و مقاومت اسلامی، مظهر وحدت اقوام و طوایف لبنانی و نماد گفت وگوی ادیان و مذاهب توحیدی”، همه جا را در نوردید.

از انتشار عکس های رییس دولت، معاون اول و وزیر امورخارجه اش در آغوش سرهنگ قذافی، دیکتاتور بزرگ معاصر و رباینده امام موسی صدر، چنین برآمد که اگرچه این دولت دم از اصول انقلابی می زد اما از اصول جز پروپاگاندای تبلیغاتی و شعارهای عوام پسند چیز دیگری نمی خواهد.

مگر آقایان مسئول نظر “امام خمینی” بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره رابطه با لیبی را فراموش کرده اند که اینگونه مشتاقانه رهسپار لیبی می شوند!؟ مگر امام عزیزمان نبود که اجازه ملاقات با قذافی را ندادند و فرمودند “تا وضعیت آقا موسی روشن نشود وی را نمی پذیرم”

آقای وزیر خارجه دولت آقای احمدی نژاد! چه کرده اند در این مدت برای استیفای حقوق ایرانیان! مگر آقایان نتیجه باج دادن های متعدد به لیبی برای همراهی اش در پرونده انرژی هسته ای را ندیده اند؟ چه شده است که دوباره هم آغوش لیبی شده اند؟ چرا عزت ایرانیان را فدای کم کاری خود می کنند؟

آقایان حتی دستاورد دولت قبلی و بررسی کمیته ویژه مجلس هفتم در خصوص روشن شدن پرونده ربایش امام موسی صدر را نتوانستند حفظ کنند. در زمان دولت هشتم هنگامی که نظام دیکتاتور لیبی و شخص معمر قذافی به دنبال سوء استفاده از وجهه بالای بین المللی ایران و محبوبیت شخص سید محمد خاتمی و معامله برای تطهیر و دست شستن از ننگ ربایش امام موسی صدر بود، عزت ایرانی اجازه چنین کاری را نداد و حالا شاهدیم بدون روشن شدن ذره ای از ابعاد این جنایت انسانی، دولت مدعی اصولگرایی با دیپلماسی موفق در بولیوی، بورکینافاسو، کومور و کلی نقطه دیگر در نقشه جهان، چنان از ارتباط گسترده با لیبی دم می زند که گویی ۳۱ سال سایه این ربایش بر روی روابط ایران و آن کشور نبوده است.

اربابان دولت اصولگرایی تغافل می کنند و به خاطر مبارک نمی آورند هدف از ربایش امام موسی صدر به دست رژیم منحوس لیبی، چیزی جز ضربه زدن به انقلاب شکوهمند اسلامی و نابودی آرمان فلسطین نبود؟ نقش موثر رژیم لیبی در ترور دکتر فتحی شقاقی بنیان گذار جهاد اسلامی فلسطین در سال ۱۹۹۵ از خاطر مسئولین محترم سیاست خارجی دولت نهم و دهم رفته است؟ چرا مسئولین دولت بر جاسوسی لیبی برای آمریکا از فعالیت های هسته ای ایران سرپوش می گذارند؟

بدیهی است آنانی که تمام نیروهای انقلاب شکوهمند اسلامی را غیرخودی و وابسته به بیگانگان می دانند، برای جبران عقب ماندگی سیاسی خود، دست به دامان دیگران می شوند و چه کسی بهتر از ژنرال معمر قذافی! که نه ثبات اخلاقی دارد و نه انسجام سیاسی!

دوست داران امام خمینی و امام موسی صدر تأکید دارند: برای عزت مندی نمی توان چشم بر روی واقعیت ها بست و برای کرامت انسانی نمی توان از جنایات به راحتی گذشت. انتظار ما از مسئولان این است که همان طور که ارتباط با کشورهایی مانند آنچه ذکر شد، اولویت دارد، روشن شدن سرنوشت امام موسی صدر و شکایت از ربایندگان معروف! معظم له در محاکم بین المللی نیز اولویت ویژه پیدا کند.

آقایان! ” بزرگان ما”، “عزت ما” را می سازند! نه عکس گرفتن با جنایتکاران تاریخ اسلام

+ نوشته شده در 88/11/01ساعت 3 بعد از ظهر توسط وحید |

به گزارش تابناک در دیدار اخیر چند تن از نمایندگان مجلس با رئیس یکی از قوای سه گانه کشور، مطالب مهمی درباره تخلفات سعید مرتضوی بیان می شود.



به گزارش جهان، در این دیدار پس از اظهارات نمایندگان مجلس، این مسئول ارشد نظام اعلام می دارد با توجه به تخلفات و روحیات سعید مرتضوی با انتصاب وی در دولت مخالف بودیم.

این مقام ارشد همچنین با بیان اینکه قرار بود مرتضوی به عنوان رئیس سازمان تعزیرات منصوب شود گفت: معتقدم هر مسئولیتی که نیازی به قضاوت داشته باشد، مرتضوی صلاحیت آن را ندارد.

همچنین منابع آگاه پس از قرائت گزارش بازداشتگاه کهریزک از محاکمه قریب الوقوع سعید مرتضوی و عزم جدی دستگاه قضایی برای رسیدگی به اتهامات وی خبر می دهند.

+ نوشته شده در 88/10/29ساعت 8 قبل از ظهر توسط س جعفرنژاد |

 
جناب عالی و همفکرانتان چنان از وحدت می‌ترسید که جن از بسم الله
اين نكته روشن بود كه شعار عدالت ورزي به عنوان يك ابزار براي غلبه بر حريف استفاده مي شود والا اولا چرا ايشان در چهار سال رياست جمهوري خود به فكر افشاي اين افراد نيفتاد و ثانياً چرا درباره افراد مشابه در ميان حاميان خود سخني نگفت و ثالثاً چرا زماني كه آقاي پاليزدار همين مطالب را مطرح كرد از او حمايت نكرد تا آنجا كه وي به زندان افتاد؟ اين امر هيزم آتش اين فتنه را فراهم كرد و سپس آقاي موسوي با ادعاي تقلب در انتخابات اين هيزم را شعله ور ساخت .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در 88/10/23ساعت 4 بعد از ظهر توسط س جعفرنژاد |

میرحسین موسوی در بیانیه ای با ارائه پیشنهادات مد نظر خود برای برون رفت از شرایط فعلی، حرمت شکنی در روز عاشورا را محکوم کرد.

به گزارش "تابناک" میرحسین موسوی در بیانیه ای با اشاره به حوادث روز عاشورا ضمن انتقاد از برخی برخوردها نوشت: مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست.

وی در بخش هایی دیگر از این بیانیه تاکید کرد: ما از کسانی که به عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند، بیزاری می جوییم و شعارها و حرکاتی که به صورت افراطی در روز عاشورا انجام شده غیر قابل قبول بوده است.

بنابر این گزارش موسوی همچنین به ارائه 5 پیشنهاد به عنوان راه حل هایی از نگاه خود پرداخته است:

۱- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی عملکرد خود باشد. به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد.

۲- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد. این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد. مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند.

۳- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها. بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت...

۴- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است. ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد. گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند.... آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم؟

۵- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی. اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین درگیری ها نماید.

وی در پایان آورده است: تاکید کرده ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود اما مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد.

بنابر این گزارش، بند اول و دوم این بیانیه می تواند به عنوان پایان یافتن موضوع انتخابات از نگاه موسوی تلقی شود.

گفتنی است در روز عاشورا برخی اغتشاشگران و نفوذی ها با انجام حرکات موهن و سردادن شعارهای ناپسند، موجبات هتک حرمت عاشورا را فراهم آورده بودند که توسط دلسوزان نظام تقبیح شد و در نهایت با پاسخ محکم مردم عاشورایی و ولایت مدار سراسر کشور مواجه شد.
+ نوشته شده در 88/10/12ساعت 0 قبل از ظهر توسط س جعفرنژاد |

امام حسین علیه السلام گوهر تابناك و چراغ درخشانى است كه هماره بر تارك تاریخ درخشیده و خواهد درخشید. طالبان هدایت و انسان‏هاى خسته از ظلم و تبعیض و ذلت و ستیزه، نامردمى و ناجوانمردى را به حق رهنمون ساخته و بیدار نموده است. عنصر جاودانه‏اى كه به یقین رمز ماندگاریش را در الهى بودنش باید جُست. سیره‏ ارجمندش را در قرآن باید نگریست تا به حقیقتش یا شمه‏اى از حقیقتش دست یافت. امام حسین علیه السلام نه تنها شاگرد مكتب قرآن كه عِدْل و شریك قرآن است از این‏ روست كه در فرازى از زیارتنامه‏ شریفش مى‏خوانیم: «السَّلامُ عَلَیكَ یا شریكَ القُران؛(1) سلام بر تو اى شریك قرآن» و در حدیث «ثقلین» نیز همدوشى امام به عنوان قرآن ناطق و قرآن به عنوان امام صامت گردیده است.

اُنس امام با قرآن به دوران حیات جسمى محدود نمى‏شود بلكه بعد از شهادت نیز ادامه دارد: «منهال بن عمرو» گوید، چون سر مطهّر امام علیه السلام را به دمشق آورده بر نى حمل مى‏كردند، من پیش روى او بودم. شخصى سوره‏ كهف را مى‏خواند تا رسید به آیه‏ شریفه‏ «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِیمِ كَانُواْ مِنْ ءَایَتِنَا عَجَبًا؛ آیا پنداشتى كه داستان اصحاب كهف و رقیم از آیات شگفت ماست؟!» به خدا سوگند ناگاه آن سر مطهر به سخن آمد و با زبان فصیح فرمود: «شگفت‏تر از اصحاب كهف، واقعه‏ شهادت و بردن من بر نى است.»

رسولُ اللَّه صلی الله علیه و آله فرمودند: «انى تاركٌ فیكُمُ الثَّقَلَیْنِ كتابَ اللَّه و عترَتى اهلَ بَیْتى فَأِنَّهُمَا لَنْ یَفتَرِقا حتَّى‏ یَردِا عَلَىّ الحوض.»(2) حال كه ائمه علیهم السلام چنین نسبت و خویشاوندى محكمى با قرآن دارند باید تفسیر قرآن را در آنان جُست كه در «وجود آنها كرامت‏ها و فضیلت‏هاى قرآن و گنج‏هاى الهى نهفته است.»«فیِهْم كوائِمُ القرآن و هُمْ كُنوُز الرَّحمان.»(3) در این نوشتار بر آنیم كه فرازهایى از آیات نورانى قرآن را در سیره‏ علمى و عملى آن امام همام جستجو كنیم و آیات این كتاب صامت را با نور وجود این پرتو درخشنده به نطق آوریم.

اگر چه ما را هرگز یاراى آن نیست كه عمق شخصیت آن دریاى علم و معرفت و اخلاق و معنویت را بپیماید ولى از باب عرض ارادات به پیشگاه آن شفیع روز محشر چند جمله‏اى را به تحریر در مى‏آوریم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 88/09/30ساعت 3 بعد از ظهر توسط س جعفرنژاد |

اگر به فرض كه هیچ دلیلی بر حقانیت و صلاحیت امام حسین (ع) نباشد ,بعد آدم یك بار دعای عرفه بخواند, می شود به "حسین" ایمان نیاورد؟ نشناسدش؟ عاشقش نشود؟ دیوانه اش نشود؟ آیا چنین چیزی امكان دارد؟ حمد و سپاس خدایی را سزاست كه تیر حتمی قضایش را هیچ سپری نمی شكند و لطف و محبت و هدایتش را هیچ مانعی باز نمی دارد و هیچ آفریده ای به پای شباهت مخلوقات او نمی رسد. ............ . . حهل و نادانی من و عصیان و گستاخی من تو را باز نداشت از اینكه راهنمایی ام كنی به سوی صراط قربتت و موفقم گردانی به آنچه رضا و خوشنودی توست. پس هر گاه كه تو را خواندم پاسخم گفتی . هر چه از تو خواستم عنایتم فرمودی. هرگاه اطاعتت كردم قدردانی و تشكر كردی. و هر زمان كه شكرت را بر جا آوردم بر نعمت هایم افزودی. و اینها همه چیست؟ جز نعمت تمام و كمال و احسان بی پایان تو؟! ............ . . من كدام یك از نعمت های تو را می توانم بشمارم یا حتی به یاد آورم و به خاطر سپارم؟ ............ . . خدایا!الطاف خفیه ات و مهربانی های پنهانی ات بیشتر و پیشتر از نعمتها ی آشكار توست. ............ .. . خدایا!من را آزرمناك خویش قرار ده آن سان كه انگار میبینمت. من را آنگونه حیامند كن كه گویی حضور عزیزت را احساس می كنم. خدایا! من را با تقوای خودت سعادتمند گردان. و با مركب نافرمانی ات به وادی شقاوت و بد بختی ام مكشان. در قضایت خیرم را بخواه. و قدرت بركاتت را بر من فرو ریز تا آنجا كه تاخیر را در تعجیل های تو و تعجیل را در تاخیر های تو نپسندم. آنچه را كه پیش می اندازی دلم هوای تاخیرش را نكند. و آنچه را كه بازپس می نهی من را به شكوه و گلایه نكشاند. ............ . .. پروردگار من! ............ . .. من را از هول و هراس های دنیا و غم واندوه های آخرت رهایی ببخش. و من را از شر آنان كه در زمین ستم می كنند در امان بدار. ............ . .. خدایا! به كه واگذارم می كنی؟ به سوی كه می فرستی ام؟ به سوی آشنایان و نزدیكان؟تا از من ببرند و روی برگردانند. یا به سوی غریبان و غریبه گان تا گره در ابرو بیافكنند و مرا از خویش برانند؟ یا به سوی آنان كه ضعف مرا می خواهند و خواری ام را طلب می كنند؟ ............ . .. من به سوی دیگران دست دراز كنم؟در حالی كه خدای من تویی و تویی كارساز و زمامدار من. ............ .. .. ای توشه و توان سختی هایم! ای همدم تنهایی هایم! ای فریاد رس غم وغصه هایم! ای ولی نعمت هایم! ............ . ... ای پشت و پناهم در هجوم بی رحم مشكلات! ای مونس و مامن و یاورم در كنج عزلت و تنهایی و بی كسی! ای تنها امید و پناهگاهم در محاصره ی اندوه و غربت و خستگی! ای كسی كه هر چه دارم از توست و از كرامت بی انتهای تو! ............ . .. تو پناهگاه منی! تو كهف منی! تو مامن منی! وقتی كه راه ها و مذهب ها با همه ی فراخی شان مرا به عجز می كشانند و زمین با همه ی وسعتش بر من تنگی می كند و ........... ............ . ... اگرنبود رحمت تو بی تردید من از هلاك شدگان بودم. و اگر نبود محبت تو بی شك سقوط و نا بودی تنها پیشروی من میشد. ............ . ... ای زنده! ای معنای حیات! زمانی كه هیچ زنده ای در وجود نبوده است. ............ .. ... ای آنكه : با خوبی و احسانش خود را به من نشان داد. و من با بدی ها و عصیانم در مقابلش ظاهر شدم. ............ . .. . ای آنكه: در بیماری خواندمش و شفایم داد.. در جهل خواندمش و شناختم عنایت كرد. در تنهایی صدایش كردم و جمعیتم بخشید. در غربت طلبیدمش و به وطن بازم گرداند. در فقر خواستمش و غنایم بخشید. ............ من آنم كه بدی كردم ... من آنم كه گناه كردم. من آنم كه به بدی همت گماشتم.. من آنم كه در جهالت غوطه ور شدم. من آنم كه غفلت كردم. من آنم كه پیمان بستم و شكستم. من آنم كه بد عهدی كردم ..... و ....... اكنون باز گشته ام. باز آمده ام با كوله باری از گناه و اقرار به گناه. پس تو در گذر ای خدای من! ببخش ای آنكه گناه بندگان به او زیان نمی رساند. ای آنكه از طاعت خلایق بی نیاز است و با یاری و پشتیبانی و رحمتش مردمان را به انجام كارها ی خوب توفیق می دهد. ............ . ... معبود من! اینك من پیش روی توام و در میان دست های تو. آقای من! بال گسترده و پر شكسته و خوار و دلتنگ و حقیر. نه عذری دارم كه بیاورم نه توانی كه یاری بطلبم. نه ریسمانی كه بدان بیاویزم. و نه دلیل و برهانی كه بدان متوسل شوم. چه می توانم بكنم؟ وقتی كه این كوله بار زشتی و گناه با من است ؟! انكار؟! چگونه و از كجا ممكن است و چه نفعی دارد وقتی كه همه ی اعضا و جوارحم به آنچه كرده ام گواهی می دهند؟ ............ .. .. خدای من! خواندمت پاسخم گفتی. از تو خواستم عطایم كردی. به سوی تو آمدم آغوش رحمت گشودی. به تو تكیه كردم نجاتم دادی. به تو پناه آوردم كفایتم كردی. خدایا! از خیمه گاه رحمتت بیرونمان مكن. از آستان مهرت نومیدمان مساز. آرزوها و انتظارهایمان را به حرمان مكشان. از درگاه خویشت ما را مران. ............ . .... ای خدای مهربان! بر من روزی حلالت را وسعت ببخش. و جسم و دینم را سلامت بدار. و خوف و وحشتم را به آرامش و امنیت مبدل كن. و از آتش جهنم رهایم ساز. ............ . .... خدای من! اگر آنچه از تو خواسته ام عنایتم فرمایی , محرومیت از غیر از آن زیان ندارد. و اگر عطا نكنی هر چه عطا جز آن منفعت ندارد. یا رب! یا رب! یا رب! ............ . .... خدای من! این منم و پستی و فرو مایگی ام. و این تویی با بزرگی و كرامتت. از من این می سزد و از تو آن ............ ... .........." چگونه ممكن است به ورطه ی نومیدی بیافتم در حالی كه تو مهربان و صمیمی جویای حال منی." .......... خدای من! تو چقدر با من مهربانی با این جهالت عظیمی كه من بدان مبتلایم! تو چقدر درگذرنده و بخشنده ای با این همه كار بد كه من می كنم و این همه زشتی كردار كه من دارم.. ........... خدای من! تو چقدر به من نزدیكی با این همه فاصله ای كه من از تو گرفته ام. ....... تو كه اینقدر دلسوز منی! ..... ........ خدایا تو كی نبودی كه بودنت دلیل بخواهد؟ تو كی غایب بوده ای كه حضورت نشانه بخواهد؟ تو كی پنهان بوده ای كه ظهورت محتاج آیه باشد؟ ....... كور باد چشمی كه تو را ناظر خویش نبیند. كور باد نگاهی كه دیده بانی نگاه تو را درنیابد. بسته باد پنجره ای كه رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود.. و زیانكار باد سودای بنده ای كه از عشق تو نصیب ندارد.. ....... خدای من! مرا از سیطره ی ذلت بار نفس نجات ده و پیش ازآنكه خاك گور بر اندامم بنشیند از شك وشرك رهایی ام بخش. ........ خدای من! چگونه نا امید باشم در حالی كه تو امید منی! چگونه سستی بگیرم ,چگونه خواری پذیرم كه تو تكیه گاه منی! ای آنكه با كمال زیبایی و نورانیت خویش چنان تجلی كرده ای كه عظمتت بر تمامی ما سایه افكنده. یا رب! یا رب! یا رب!
 
التماس دوعا
 
برگزیده از: سایت تبیان 
+ نوشته شده در 88/09/05ساعت 10 بعد از ظهر توسط س جعفرنژاد |