|
مطالبی جالب از شهر اراک
|
||
|
هر مطلب جدیدی رو باید تو این وبلاگ پیدا کرد . |
مهران مديري كارگرداني كه اين شبها با باغ مظفر مهمان خانههاي مردم است يكي از كارگردانهاي موفق تلويزيون و كارهاي متفاوت و طنزهاي روتين او زبانزد خاص و عام است. نوآوري و ارائه كارهاي متفاوت او باعث شده تا بينندگان فراواني با اسم او پاي تلويزيون بنشينند.مهران مديري، بازيگر و كارگردان توانايي است كه در قلب ها تك تك ايرانيان راه پيدا كرده، چه او را از جعبه جادويي ببينيد،چه نبينيد... از او چه ميدانيد.
• متولد ديماه سال 1340، پدر و مادرش اراكي هستند اما او در تهران به دنيا آمد.
• پدرش كارمند وزارت نيرو است و مهران آخرين فرزند يك خانواده شش نفره، او سه برادر بزرگتر از خود دارد.
• بزرگترين برادرش از پيانيستهاي قابل است و برادر دومش نقاش و گرافيست. در خانواده مديري هنر اهميت فراواني دارد.
• از پنج سالگي با موسيقي آشنا شد و از 12 سالگي تنها به موسيقي كلاسيك گوش ميداد. او يكي از كاملترين آرشيوهاي موسيقي كلاسيك را دارد.
• در كودكي زياد شر و شور نبود اما بسيار كنجكاو بود، به طوري كه در غياب برادرش به اتاق او ميرفت و تمام كتابهاي نقاشياش را زير و رو ميكرد.
• برادر نقاشش (حميد) در سوئد زندگي ميكند. هنر و ادب موجب شد تا مهران تاثير فراواني از او بگيرد.
• اولين تئاتر زندگيش را در دبستان بازي كرد. او در اين تئاتر نقش لوطي را به خوبي ايفا كرد تا نشان بدهد كه هنر در خونش است.
• همواره به دنبال تجربه و مطالعه بود به طوري كه آشنايي با كارهاي «سالواتور دالي» تاثير زيادي بر روي او گذاشت كه آثار آن هنوز هم در مهران مشهود است.
• در شانزده سالگي جذب تئاتر شد و اولين كار حرفهاياش را تمرين كرد اما اين كار هرگز بر سر صحنه نرفت اما موجب شد تا او بيشتر با تئاتر آشنا شود.
• همه با حضورش در عرصه هنر موافق بودند. هنوز هم اعضاي خانوادهاش بهترين كارشناسان و منتقدان كارهايش هستند.
• با مدرك ديپلم علوم انساني سال 1361 به راديو رفت و در اين رسانه ملي به فعاليت پرداخت.
• مدت شش، هفت سال گوينده و بازيگر يكي از مجموعههاي پرطرفدار راديو به نام «داستان شب» بود.
• همزمان با كار راديو از فعاليتهاي تئاتر غافل نميشد و چند نمايش را به روي صحنه داشت، كار گويندگي باعث كامل شدن صداي او شد.
• سال 1366 اولين تئاتر طنزش را بازي كرد. اين تئاتر كه «پانسيون» نام داشت در تئاتر مولوي روي صحنه رفت.
• در اواخر 1371 در نمايشي در نياوران، نصرا... رادش، سليمانيفرد و صيادي را كشف كرد كه بعدها در بسياري از كارها با او همكاري داشتند.
• گروه مديري به سرعت به شهرت رسيد. در سال 1372 با داريوش كاردان اولين برنامه نوروزي خود را ساخت.
• در سال 1373 طنز متفاوت «ساعت خوش» را ساخت كه با استقبال فراواني از سوي مردم روبهرو شد.
• ساعت خوش يكي از بهترين و پربينندهترين برنامههاي طنز تلويزيوني شد اما به دليل مشكلاتي كه به وجود آمد برنامه تعطيل شد.
• با وجود دامن زدن مطبوعات به حاشيهها مديري هرگز اسير حواشي مطبوعات و شايعههاي فراوان نشد و كارش را ادامه داد.
• از ساعت خوش به بعد دور مطبوعات را خط كشيد و بسيار كم مصاحبه كرد. او هنوز هم از مطبوعات دلخور است.
• فيلم ديدار ساخته محمدرضا هنرمند هم كه قبل از ساعت خوش با بازي مهران مديري ساخته شده بود پاسوز «ساعت خوش» شد و به موقع اكران نشد.
• اوايل دهه 70 از راديو به تلويزيون رفت و در تلويزيون اولين كارهاي او «نشانههاي نور» و «باغ گيلاس» بودند.
• مردم كه تا آن زمان با صداي او آشنا بودند در باغ گيلاس با چهرهاش نيز آشنا شدند. او در اين سريال تا حدودي به شهرت رسيد.
• در سال 1371 وارد سينماي حرفهاي شد. در «ديگه چه خبر» دستيار طراح صحنه بود و عضو گروه كارگرداني تهمينه ميلاني.
• با نوروز «77» دوباره به جعبه جادويي برگشت اولين تصويرش را مردم بعد از پنج سال نشناختند و موهايش كاملا سفيد شده بود.
• با جنگ 77 توانست 85 درصد مردم ايران را پاي تلويزيون بنشاند. نبوغ او در عدم تكرار خود و نوآوريهاي پايانناپذيرش است.
• علت موفقيت او ارائه شيوه جديد مجريگري و بازيگري و حضور توامان نقش و واقعيت است، با يك دوربين غوغا كرد و به
شيوه تئاتري كار را بدون قطع ميگرفت.
• اولين كسي است كه طرح برنامههاي نود قسمتي و روتين را اجرا كرد. او اعتقاد دارد بايد با مردم صادق و روراست بود.
• هنوز هم خيليها از سوژهها و ايدههاي او كپيبرداري ميكنند. مديري در موسيقي و خوانندگي هم دستي بر آتش دارد. حتي كنسرت هم اجرا كرده و تيتراژ شبهاي برره و باغ مظفر را خودش خوانده است.
• او اولين برنامهسازي است كه پشت صحنه كارهايش را به مردم نشان داد.
• صداقت را بزرگترين صفت آدمي ميداند. او معتقد است چرا مردم نبايد حقايق، اشتباهات و تپقهاي ما را ببينند.
• متاهل است و صاحب يك پسر و يك دختر است.
• در كارش بسيار جدي است و براي كارش زمان ميگذارد به طوري كه در طول يك كار كمتر ميتواند به خانوادهاش سر بزند و آنها را ببينند.
• سال 1378 اولين كاست دكلمه او به بازار موسيقي آمد.
• «از روي سادگي» اولين آلبوم پاپش بود كه در سال 1378 به بازار آمد و با استقبال طرفدارانش روبهرو شد.
• آشنايي با حميد و مجيد آقاگليان زندگي حرفهاي او را عوض كرد و با پاورچين به خلق شاهكاري بدون تكرار رسيد.
• با جايزه بزرگ در نوروز 1384 ثابت كرد توان مديريت هر كاري را دارد.
• تنها بازيگر و سازنده تاريخ نمايش ايران است كه صرف نامش در اثري، مردم را پاي تلويزيون ميخكوب ميكند. حضور در كنار او مبدل به رمز موفقيت خواهد شد.
و اكنون تو ابراهيمي، اسماعيل تو كيست؟
... و اكنون، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آوردهاي. اسماعيل توكيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ شغلت؟ پولت؟ خانهات؟ باغت؟ اتومبيلت؟ خانوادهات؟ علمت؟ درجهات؟ هنرت؟ روحانيتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانيت؟ زيباييات؟ و .... من چه ميدانم؟ اين را بايد خود بداني و خدايت. من فقط ميتوانم نشانيهايش را به تو بدهم، آنچه تو را در راه ايمان ضعيف ميكند، آنچه تو را در راه مسئوليت به ترديد مي افكند،آنچه دلبستگياش نميگذارد تا پيام حق را بشنوي و حقيقت را اعتراف كني، آنچه تو را به توجيه و تاويلهاي مصلحتجويانه و ... به فرار ميكشاند و عشق به او كور و كرت ميكند و بالاخره آنچه براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل تو است! اسماعيل تو ممكن است يك شخص باشد يا يك شيئي، يا حالت، يا يك وضع، و يا حتي يك نقطه ضعف! تو خود آنرا هر كه هست و هر چه هست بايد به مني آوري و براي قرباني انتخاب كني. چه : ذبح گوسفند بجاي اسماعيل قرباني است، و ذبح گوسفند به جاي گوسفند قصابي!!!
اي حاج، اكنون به كجا ميروي؟ به خانه؟ به زندگي؟ دنيا؟ رفتن از حج، آنچنان كه آمده بودي؟ هرگز. اي كه نقش ابراهيم را در اين صحنه ايفا كردي! هنرمند خوب در شخصيتي كه نقش او را بازي ميكند حل ميشود و اگر خوب بازي كرده باشد، كار صحنه پايان ميگيرد و كار او پايان نميگيرد. هنرمنداني بودهاند كه از نقشي كه ايفا كردهاند ديگر بيرون نيامدهاند و بر آن مردهاند. و تو اي كه نقش ابراهيم را بر عهده داشتي، نه به بازي كه به عبادت، به عشق، از نقش ابراهيم به نقش خويش رجعت مكن، خانه مردم را ترك مكن و دوباره پا در گليم خويش مكش. اي كه در مقام ابراهيم ايستادهاي و بر پاي ابراهيم به پا خاستهاي و به دست خداي ابراهيم دست بيعت دادهاي، و به سرزمين ايمان و بر فرش خدا به مهماني پا نهادهاي و در گرداب عشق فرو رفتي و خود را در خلق طائف نفي كردي و در كوهستانهاي حيرت و آتش به جستجوي آب تلاش كردي و آنگاه از مكه، يكسره در عرفات هبوط كردي و از آنجا، منزل به منزل به سوي خدا رجعت كردي و با ” آگاهي“ (در پرتو روشني آفتاب عرفات)، و ”خودآگاهي“ (به روشني پاك شعور حرام)، به جمع سلاح پرداختي، و هماهنگ زمان و همگام با جمع از مرز مني گذشتي و سرزمين عشق و ايمان را از حكومت ابليسها رها كردي، و در پايان كار گوسفندي را ذبح كردي! ابراهيموار زندگي كن و در عصر خويش معمار كعبه ايمان باش، قوم خويش را به حركتآر، جهت بخش، به حجخوان، به طواف آر . و تو ! اي هم پيمان با خدا، اي همگام با ابراهيم اي كه از طواف ميآيي و كار حج را با طواف نساء به پايان آوردهاي و در جاي معمار كعبه ،باني مدينه حرم و مسجدالحرام ايستادهاي و روي در روي همپيمان خويش (خدا) داري، سرزمين خويش را منطقه حرم كن، كه در مسجدالحرامي، عصر خويش را زمان حرام كن ، كه در زمان حرامي، و زمين را مسجدالحرام كن، كه در مسجدالحرامي، كه: زمين مسجد خداوند است و ميبينيكه : نيست!
*دکتر علی شریعتی
فردا روزی است که مسیح .ع. قدم به جهان گذاشته
است و
من امشب را جشن میگیرم. چراغ جشن من قلب
سوزان و اتشین من است که چون شمع میسوزد
ومراسم ملکوتی جشن را روشن میکند. قطرات اشک
من در و گوهری است که نور شمع در ان میتابد و
تلائلو
ان کلبه مرا مزین میکند. ۲۵ دسامبر ۱۹۷۵
شهید چمران


|
تعطیلات در فضا، از رویا تا واقعیت |
از زمان تحقق روياي ديرين انسان در تسخير فضا اين رويا همچنان در ذهن بسياري باقيست كه روزي به فضا سفر كنند.
دستيابي به وسيله نقليهاي كه با هزينهاي مناسب قابليت بردن و بازگرداندن انسان را به فضا داشته باشد، مطلوب و مدنظر توسعه دهندگان صنعت فضا بوده است. اگرچه فناوري لازم براي رفتن انسان به فضا وجود دارد ولي اين فناروي به گونهاي نيست كه بتوان از آن در ابعاد گسترده براي ديدن و لمس فضا توسط افراد عادي جامعه استفاده كرد. شاتلهاي فضايي ايالات متحده, كپسول سايوز روسيه و در اين اواخر موشك شنژوي چين، تنها وسايل نقليه فضايي موجودي هستند كه قابليت بردن انسان را به فضا دارند. قيمت اين وسايل بسيار بالا و در حدود 20 ميليون دلار براي دو هفته اقامت در فضاست كه اين ميزان بسته به اين كه چقدر ارزش دلار افت كند، ميتواند به 100 ميليون دلار نيز برسد. بخشهاي مصرفي اين وسايل در جو ميسوزند و يا به زباله فضايي تبديل ميشوند كه ساخت مجدد را الزامآور و در نتيجه هزينه را زياد ميكنند و بخشهاي قابل استفاده مجدد آنها (مانند بخش اصلي فضاپيماي شاتل) قيمت بسيار بالايي دارند. علاوه براين كه وسيلهاي مانند شاتل را پس از هر پرواز بايد مورد بازسازي و تعمير قرار داد و از اين وسيله نميتوان در مدت زمان كوتاه به صورت متوالي استفاده كرد.
شايد اگر شاتل چلنجر، حامل اولين مسافر زميني، شارون كريستا مك اوليف، در 28 ژانويه 1986 منفجر نميشد، تاريخ در جهت تحقق آروزي بسياري سمت و سو ميگرفت كه آرزوي رفتن به فضا را در سر دارند. آن زمان ناسا برنامهاي را تحت عنوان "دستيابي عموم به مسافرت و گردشگري فضايي" راهاندازي كرده بود كه با سفر يك معلم به فضا آغاز ميشد و قرار بود با ارسال يك خبرنگار، هنرمند، و نمايندگاني از ساير اقشار مردم ادامه يابد و كم كم توسعه پيدا كند.
پس از حادثه چلنجر مردم به نوعي پذيرفتند كه اين كار، يعني رفتن به فضا و ماجراجوييهاي فضايي، تنها مخصوص فضانوردان است. اما پيش از اين حادثه و پس از آن نيز تلاشهايي در بخش توسعه وسيله نقليه مناسب جهت مسافرتهاي فضايي در جريان بوده است. در دهه 1960، پروژههاي متعددي در مورد ترابرهاي فضايي وجود داشت. اين ترابرهاي فضايي اغلب دومرحلهاي بودند و خلبانها هدايت آنها را به عهده داشتند. در آن زمان عقيده بر اين بود كه اين پروژهها عملي هستند ولي احتياج به برنامهاي دارند كه ايجاد و پيادهسازي فناوري آنها را ميسر سازد. اما به دلايل مختلف اين اهداف هرگز دنبال نشدند. در طي اين سالها بسياري از معيارهاي مربوط به وسايل نقليه فضايي با قابليت استفاده مجدد مشخص شدند. اما تعداد اندكي از اين معيارها تا مرحله ساخت پيش رفتند.
درسال 1979 نيز طرحهايي براي ايجاد و توسعه ماژولي در محفظه بار شاتل ارائه شد كه قابليت حمل 74 مسافر را داشته باشد. در آن زمان- بر اين اساس كه سالي 12 پرواز نيز انجام گيرد- قيمت 6/3 ميليون دلار براي هر مسافر تخمين زده شد كه قيمت قابل ملاحظهاي است. اما اولين وسيله نقليه فضايي با قابليت استفاده مجدد اكس- 15 بود.
اكس-15 نقطه اوج برنامه اكس بود. برنامه اكس ناسا كه شروع آن به دهه 1940، پيش از آغاز عصر فضا، باز ميگردد، برنامهاي جهت توسعه هواپيماهاي فوق پيشرفتهاي بود كه قابليت صعود به ارتفاعات بالا و رسيدن به سرعتهاي بسيار زياد را داشته باشند. اكس عنواني برگرفته از وسايل نقليه پروازي تجربي است.
در سال 1947, اكس-1 اولين هواپيمايي بود كه ديوار صوتي را شكست. در طي 20 سال، برنامه اكس شاهد جهشي 6 برابر در سرعت وسايل نقليه خود بود. تعدادي از خلبانان زندگي خود را در پروازهاي آزمايشي با فضاپيماهاي خطرناك اين برنامه از دست دادند. اولين پرواز اكس-15 در سال 1959 انجام گرفت. سه هواپيما از همين نوع جمعاً 199 پرواز را تا سال 1968 انجام دادند.
اكس-15 هواپيماي موشكي شكل تكسرنشيني بود كه پيشرانش آن به جاي موتور جت به وسيله راكت تأمين ميشد. اين وسيله را هواپيماي بي-52 تا ارتفاع 45،000 پايي حمل ميكرد و اكس-15 در ارتفاع 60 مايلي از مرز فضا عبور ميكرد. بالاترين ارتفاعي كه ......................
|
|