چرا دکتر شریعتی در سوریه دفن شد

دکتر شریعتی در سال های پایانی عمر، به شدت تحت نظارت ساواک بود. تا جایی که بالاخره تصمیم گرفت از کشور خارج شود. او به دلیل ممنوع الخروج بودن با نام خانوادگی «مزینانی» گذرنامه گرفت و به بروکسل بلژیک و از آنجا به انگلستان رفت اما سه هفته بعد از اقامت در ساوت همپتون انگلیس، در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ درگذشت. با وجودی که شریعتی وصیت کرده بود پیکرش در حسینیه ارشاد به خاک سپرده شود، شرایط طور دیگری پیش رفت تا دمشق، آخرین میزبان او در دنیا باشد.

دکتر ناصر میناچی، مدیر حسینیه ارشاد و یکی از بنیان‌گذران این موسسه‌ فرهنگی – مذهبی، سه سال قبل در مراسم بزرگداشت سی و دومین سالگرد اسارت امام موسی صدر روایت مرگ شریعتی را اینطور عنوان کرد: «مطلع شدیم که تیمی از ماموران و کارشناسان حرفه‌ای ساواک (حدود ۴۰ نفر) عازم لندن شده‌اند و هدفشان ربودن جسد شریعتی و انتقال آن به تهران به هر وسیله‌ای می‌باشد. آنها حتی به منزل آقای فکوهی مراجعه کردند و درخواست خود را اظهار داشته بودند. هدف آنها که توسط شخص شاه و ساواک تعیین شده بود، انتقال جسد شریعتی به ایران و برپایی یک مراسم گسترده و پر سرو صدا برای شریعتی در مشهد بود. آنها می‌خواستند کاری را که در دوران حیات شریعتی نتوانستند با او انجام دهند، در این شرایط محقق سازند و او را بدنام و بی‌آبرو سازند. خودشان برایش مراسم بگیرند و از او تجلیل کنند! و پس از تشییع در حرم امام رضا و طواف او در حرم، در کنار ضریح، جایی او را دفن کنند و برای همیشه به خاطره‌ي شریعتی پایان دهند!

ما در آن روزها بسیار حساس و هوشیار بودیم و حتی تیمی از دانشجویان دائم کشیک می‌دادند که مبادا کسی بیاید و جسد شریعتی را از سردخانه برباید. در همین حال بود که افراد نظرسنجی می‌کردند و هرکس برنامه‌ي خود را برای فرار از چنین موقعیتی شرح می‌داد... با استاد محمدتقی شریعتی تماس گرفتیم و نظر ایشان را پرسیدیم، که در جواب ایشان در جریان امور قرار گرفتند و با این نظریه که شریعتی را به سوریه برده و آنجا دفن کنیم موافقت کردند. ایشان همانجا گفتند که بدلیل علاقه‌ دکتر شریعتی به زینب(س) و ارتباط خوب آقا موسی صدر با روحانیون شیعه، این امر میسر است و قابل قبول.

امام موسی صدر تلاش‌های بی‌دریغ خود را برای کمک به علاقمندان شریعتی و خانواده و شاگردان او انجام داد و با نفوذ و اعتباری که در لبنان و کشورهایی نظیر سوریه و فلسطین داشت، توانست مستقیما با حافظ اسد رئیس‌جمهوری سوریه صحبت کرده و مراحل انتقال پیکر شریعتی را به آن کشور آسان گرداند. حافظ اسد ضمن حمایت از آقا موسی‌صدر در شرایطی که سوریه سه روز در تعطیلات بسر می‌برد، یک هواپیمای اختصاصی برای ما در لندن ارسال کرد و تمام آن جمعیت حاضر در لندن را همراه با جسد دکتر شریعتی، بدون ویزا و مراحل امنیتی سوار هواپیما کرد و به مقصد سوریه فراخواند.

امام موسی صدر از ما پرسید که آیا دکتر شریعتی وصیتی کرده است یا خیر؟ پاسخ من مثبت بود و اعلام کردم که طبق وصیتی مکتوب که از شریعتی بجای مانده ایشان قبلا با مشورتی که با من و دوستان کردند، علاقمند به دفن خود، در همین حسینیه ارشاد بودند. از آنجا که این وصیت عهدی است در زمان حیات او، با این وصیت نیز موافقت شده است، بنابراین واجب است که پیکر این مسلمان نهایتا در همین محل دفن گردد و هرکس که با این موضوع به هر طریقی مخالفت کند، گناه بزرگی مرتکب شده است. امام موسی صدر نیز این موضوع را متذکر شدند و از این رو ایشان خود اقدام به برگزاری آن مراسم‌های با شکوه برای شریعتی کردند و بخشی از فعالان و شخصیت‌ها و احزاب سیاسی لبنان و فلسطین و سوریه نظیر «عرفات» نیز در مراسم‌های شریعتی حضور پیدا کرده و اعلام حمایت کردند...»


تشییع جنازه شریعتی در مشهد:

تشییع جنازه شریعتی در لندن:

"

"

"

تشییع جنازه شریعتی در سوریه:

مرجع: مهر

دستاوردهای دولت احمدی نژاد(طنز)

این روزها تبلیغات برای انتخابات ریاست جمهوری شروع شده است و یکی از مواردی که در این تبلیغات ها مشهود است، انتقاد از عملکرد هشت ساله دکتر احمدی نژاد است.

ر همین راستا و هر چند گویا این روزها انتقاد از عملکرد دولت نهم و دهم کلا مُد شده است؛ اما ما برای آنکه نشان بدهیم غیرممکن وجود ندارد(!) گشتیم و چند مورد خوب هم در کارنامه دولت یافتیم! 

 
لازم به ذکر است که این موارد در جلسات تخصصی ای میان کارشناسان ستون طنز عصرایران شکل گرفته بود کشف شد: 
 
1- دولتی ها توانستند به ما نشان بدهند که علم ریاضیات و حسابداری کلا علم مزخرفی بوده  و اصلا پایه و اساس علمی ندارد! مثلا امکان دارد قیمت همه اجناس دو سه برابر شود اما تورم 30 درصد باشد! و یا اینکه می شود یک نفر ماهی 600هزار تومان حقوق بگیرد و هر ماه بیش از یک میلیون تومان خرج کند!! 
گفتنی است بر اساس علم ریاضیات قبلا  چنین موردی غیرممکن بود و 600هزار از یک میلیون کمتر بود! 
 
2- در این دوره انتخابات ریاست جمهوری؛ تقریبا همه کاندیدا شدند! دلیلش هم این بود که آقای دکتر؛ اعتماد به نفس ما ایرانیان را اینقدر بالا برده بود که همه فکر می کردند می توانند رئیس جمهور شوند! 
 
3- دستاورد دیگر این بود که مردم متوجه شدند ریاضیاتشان چقدر ضعیف بوده است! پیش از این تا میلیارد بلد بودیم. و فکر می کردیم بزرگترین عدد دنیا میلیارد است! مثلا می دانستیم 1000میلیون تومان می شود یک میلیارد ریال! اما بعد از جریان اختلاس 3000میلیارد تومانی متوجه شدیم ریاضیاتمان چقدر ضعیف بوده! چون نمی دانیم بعد از میلیارد چیست!! 
 
4- در طی این سال ها ادبیاتمان نیز غنی تر از گذشته شد. برخی ضرب المثل ها (همچون اون ممه رو لولو برد آب رو بریز اونجا که می سوزه و ...!) که در حال فراموش شدن بودند، تولدی دوباره یافتند و ادبیات نفسی تازه کشید! 
 
البته در این سال ها ضرب المثل های جدیدتری همچون "وعده رو کی داده، کی محقق کرده!" و ... نیز کشف و ایضا خنثی شدند! 
 
5- ابتدا دولت قصد داشت بیکاری را ریشه کن کند که به دلیل هزینه زا و وقتگیر بودن، تصمیم به ریشه کن کردن بیکار گرفت! بدین ترتیب برای خودش قانونی تعریف کرد که اگر فردی در هفته 2ساعت کار کند یعنی بیکار نیست! ... گویا برخی دوستان تعریفشان از کار، همان میزان کاری است که خودشان انجام می دهند! 

الف.راستگو
برگرفته از: عصرایران

"نامه سید حسن خمینی به هاشمی"

من امروز چندان هم مکدّر نیستم: تلک الایّام نداولها بین الناس؛ بلکه تا حدودی هم – بعللی که بعدها معلوم خواهد شد – خوشبینم و در حقیقت به آینده مانند همیشه امیدوارم و اکنون امیدی بیشتر یافته ام. ولی...
آفتاب: حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی یادگار گرامی حضرت امام خمینی(س) طی نامه‌ای به  آیت الله هاشمی رفسنجانی نوشت: از این پس نام هاشمی رفسنجانی تنها با مبارزه و انقلاب، دفاع مقدس و سازندگی گره نخورده است، بلکه علاوه بر آن، نام شما توأم با امید به فردا، در حافظه مردم ایران نقشی برجسته خواهد یافت. و همین است که نام شما را جاودانه می سازد. امید سرمایه اصلی یک ملت است.



به گزارش آفتاب به نقل از جماران، متن کامل این نامه بدین شرح است:
 
بسمه تعالی
 
سرور معظّم حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی دامت برکاته
 
خبر غیر قابل باورعدم احراز صلاحیت جنابعالی در نامزدی انتخابات ریاست جمهوری دل همه علاقمندان به شما و بخشی عظیم از دلبستگان به امام عظیم الشأن. دوستداران رهبری معظم انقلاب را بدرد آورد. بی شک سابقه شما از عوامل ارادت پیروان امام به جنابعالی است ولی برای من که توفیق آشنایی نزدیکتری را – از روزهای دهه شصت تا سالهای حاضر – داشته ام، این ارادت تنها به سبب نقش های بزرگ گذشته شما و علاقه زائد الوصف امام به جنابعالی و فداکاری های بیاد ماندنی شما در سالهای مبارزه و انقلاب، جهاد و سازندگی، نیست، بلکه علاوه بر همه آنچه گفته شد و همگان می دانند، جنابعالی را از توانمندی هایی برخوردار یافتم که در کمتر کسی مشابه آن را می توان یافت. صبر و حوصله تا آنجا که گاه آدمی از این همه تحمل خسته می شود؛ دور اندیشی و زکاوت، تا آن حد که در بسیاری از مواقع موجب شگفتی می شود، تجربه و شناخت زوایای پیدا و پنهان جامعه ایران و دنیای خارج از کشور تا به آن وسعت که همگان حتی مخالفین شما و نظام نیز بدان معترفند، همه و همه در کنار دل بی کینه شما، ارزش مضاعف می یابد. بخوبی بیاد دارم که چه زیبا درباره آنهایی سخن می گفتید که با شما بدیها کرده اند.
ادامه نوشته