تعطیلات در فضا، از رویا تا واقعیت

 

از زمان تحقق روياي ديرين انسان در تسخير فضا اين رويا همچنان در ذهن بسياري باقيست ‏كه روزي به فضا سفر كنند.‏

دستيابي به وسيله نقليه‌اي كه با هزينه‌اي مناسب قابليت بردن و بازگرداندن انسان را به فضا ‏داشته باشد، مطلوب و مدنظر توسعه دهندگان صنعت فضا بوده است. اگرچه فناوري لازم براي رفتن ‏انسان به فضا وجود دارد ولي اين فناروي به گونه‌اي نيست كه بتوان از آن در ابعاد گسترده براي ‏ديدن و لمس فضا توسط افراد عادي جامعه استفاده كرد. شاتل‌هاي فضايي ايالات متحده, كپسول ‏سايوز روسيه و در اين اواخر موشك شنژوي چين، تنها وسايل نقليه فضايي موجودي هستند كه ‏قابليت بردن انسان را به فضا دارند. قيمت اين وسايل بسيار بالا و در حدود 20 ميليون دلار براي دو ‏هفته اقامت در فضاست كه اين ميزان بسته به اين كه چقدر ارزش دلار افت كند، مي‌تواند به 100 ‏ميليون دلار نيز برسد. ‏ بخش‌هاي مصرفي اين وسايل در جو مي‌سوزند و يا به زباله فضايي تبديل مي‌شوند كه ساخت ‏مجدد را الزام‌آور و در نتيجه هزينه را زياد مي‌كنند و بخش‌هاي قابل استفاده مجدد آنها (مانند ‏بخش اصلي فضاپيماي شاتل) قيمت بسيار بالايي دارند. علاوه براين كه وسيله‌اي مانند شاتل را پس ‏از هر پرواز بايد مورد بازسازي و تعمير قرار داد و از اين وسيله نمي‌توان در مدت زمان كوتاه به ‏صورت متوالي استفاده كرد. ‏

شايد اگر شاتل چلنجر، حامل اولين مسافر زميني، شارون كريستا مك اوليف، در 28 ژانويه ‏‏1986 منفجر نمي‌شد، تاريخ در جهت تحقق آروزي بسياري سمت و سو مي‌گرفت كه آرزوي رفتن ‏به فضا را در سر دارند. آن زمان ناسا برنامه‌اي را تحت عنوان "دستيابي عموم به مسافرت و ‏گردشگري فضايي" راه‌اندازي كرده بود كه با سفر يك معلم به فضا آغاز مي‌شد و قرار بود با ارسال ‏يك خبرنگار، هنرمند، و نمايندگاني از ساير اقشار مردم ادامه يابد و كم كم توسعه پيدا كند. ‏

پس از حادثه چلنجر مردم به نوعي پذيرفتند كه اين كار، يعني رفتن به فضا و ماجراجويي‌هاي ‏فضايي، تنها مخصوص فضانوردان است. ‏ اما پيش از اين حادثه و پس از آن نيز تلاش‌هايي در بخش توسعه وسيله نقليه مناسب جهت ‏مسافرت‌هاي فضايي در جريان بوده است. در دهه 1960، پروژه‌هاي متعددي در مورد ترابرهاي ‏فضايي وجود داشت. اين ترابرهاي فضايي اغلب دومرحله‌اي بودند و خلبان‌ها هدايت آنها را به عهده ‏داشتند. در آن زمان عقيده بر اين بود كه اين پروژه‌ها عملي هستند ولي احتياج به برنامه‌اي دارند ‏كه ايجاد و پياده‌سازي فناوري آنها را ميسر سازد. اما به دلايل مختلف اين اهداف هرگز دنبال نشدند. در طي اين سال‌ها بسياري از معيارهاي ‏مربوط به وسايل نقليه فضايي با قابليت استفاده مجدد مشخص شدند. اما تعداد اندكي از اين ‏معيارها تا مرحله ساخت پيش رفتند.‏

درسال 1979 نيز طرح‌هايي براي ايجاد و توسعه ماژولي در محفظه بار شاتل ارائه ‌شد كه ‏قابليت حمل 74 مسافر را داشته باشد. در آن زمان- بر اين اساس كه سالي 12 پرواز نيز انجام ‏گيرد- قيمت 6/3 ميليون دلار براي هر مسافر تخمين زده شد كه قيمت قابل ملاحظه‌اي است. اما ‏اولين وسيله نقليه فضايي با قابليت استفاده مجدد اكس- 15 بود. ‏

اكس-15 نقطه اوج برنامه اكس بود. برنامه اكس ناسا كه شروع آن به دهه 1940، پيش از آغاز ‏عصر فضا، باز مي‌گردد، برنامه‌اي جهت توسعه هواپيماهاي فوق پيشرفته‌اي بود كه قابليت صعود به ‏ارتفاعات بالا و رسيدن به سرعت‌هاي بسيار زياد را داشته باشند. اكس عنواني برگرفته از وسايل ‏نقليه پروازي تجربي است.‏‎ ‎

در سال 1947, اكس-1 اولين هواپيمايي بود كه ديوار صوتي را شكست. در طي 20 سال، ‏برنامه اكس شاهد جهشي 6 برابر در سرعت وسايل نقليه خود بود. تعدادي از خلبانان زندگي خود را ‏در پروازهاي آزمايشي با فضاپيماهاي خطرناك اين برنامه از دست دادند. اولين پرواز اكس-15 در ‏سال 1959 انجام گرفت. سه هواپيما از همين نوع جمعاً 199 پرواز را تا سال 1968 انجام دادند. ‏

اكس-15 هواپيماي موشكي ‌شكل تك‌سرنشيني بود كه پيشرانش آن به جاي موتور جت به ‏وسيله راكت تأمين مي‌شد. اين وسيله را هواپيماي بي-52 تا ارتفاع 45،000 پايي حمل مي‌كرد و ‏اكس-15 در ارتفاع 60 مايلي از مرز فضا عبور مي‌كرد. بالاترين ارتفاعي كه اين هواپيما به‌ آن دست ‏يافت، 67 مايل و بالاترين سرعت، 7/6 ماخ بود. پس از انجام مأموريت, هواپيما در باند معمولي فرود ‏مي‌آمد.‏

دي‌سي-اكس يكي ديگر از وسايل نقليه برنامه اكس و هدف از توسعه آن، ساخت وسيله ‏نقليه‌اي تك‌ مرحله‌اي به ‌مدار با قابليت استفاده مجدد بود. اولين پرواز دي‌سي-اكس در اوت سال ‏‏1993 انجام شد كه در نوع خود موفقيتي چشمگير محسوب مي‌شد. دي‌سي-اكس به ‌مدت 2 سال, ‏‏8 پرواز آزمايشي انجام داد، اما سرانجام به‌دليل عدم تطابق با معيارهايي كه لاكهيدمارتين تعيين ‏كرده بود مورد پذيرش قرار نگرفت. ادامه طرح تحت عنوان دي‌سي-اكس‌آ به‌صورت جدي‌تري آغاز ‏شد. اما اين وسيله هنگام پروازي آزمايشي سقوط كرد و منفجر شد. ‏

پس از جنگ سرد، و پايان پذيرفتن رقابت سياسي سنگين فضايي بين دول قدرتمند شرق و ‏غرب، همكاري و مشاركت بين‌المللي در فعاليت‌هاي فضايي در جهان وارد عرصه جديدي شد و اين ‏همكاري‌ها فرصتي ايجاد كرد كه به مسائل و موضوعاتي كه مدت زيادي كنار گذشته شده بود، در ‏ابعاد جهاني به صورتي نو نگاه شود. در آن زمان مي‌بايست از فناوري پيشرفته‌اي كه طي سال‌ها در ‏بخش دولتي به دست آمده بود استفاده درستي انجام مي‌گرفت. يكي از بهترين راه‌ها مشاركت ‏بخش خصوصي در برنامه‌هاي فضايي بود.‏

درسال 1996 برنامه اكس-33 كه ناسا قرارداد ساخت آن را با شركت لاكهيد‌مارتين بسته بود, ‏علني شد. قرارداد برنامه‌‌هاي اكس-33 و اكس-34 را ناسا با دو شركت لاكهيدمارتين و اوربيتال ‏ساينس منعقد كرد و هدف از آن در نهايت دستيابي به فضاپيماي قابل استفاده مجدد و مقرون به ‏صرفه‌اي بود كه قابليت انجام ماموريت‌هاي سرنشين‌دار را داشته باشد. همچنين قرار بود فناوري ‏قابليت استفاده مجددي كه در اين برنامه‌ها حاصل مي‌شود در اختيار بخش خصوصي قرار گيرد تا ‏اين بخش آن را در توسعه فضاپيمايي تحت عنوان ونچراستار (مكمل اكس-33) جهت حمل مسافر ‏به كار گيرد. پس از صرف ميليون‌ها دلار براي توسعه، اين برنامه‌‌ها شكست خوردند. ‏ اما تلاش براي ساخت فضاپيماي ارزان‌قيمت مناسب حمل انسان كه بتوان از آن در برنامه‌هاي ‏فضايي مختلف استفاده بهينه به عمل آورد، به اين فعاليت‌هاي تا ميزان زيادي بي‌سرانجام ختم ‏نشد.‏

با گرم‌تر شدن بحث‌هايي پيرامون تجاري‌سازي فضا توجه به ساخت وسايل نقليه كم هزينه با ‏قابليت استفاده مجدد از سوي شركت‌هاي بزرگ و كوچك صنعتي در چارگوشه جهان رو به افزايش ‏گذاشت و اين شركت‌ها با هيجان و علاقه زيادي مشغول طراحي انواع مختلفي از اين وسايل شدند. ‏در اين بين، برنامه‌هايي مانند برگزاري مسابقه اكس‌پرايز از سوي موسسه‌اي خصوصي باعث رونق ‏كار و تشويق شركت‌هايي شد كه به اين موضوع علاقه‌مند بودند. رقابت در بين تيم‌هاي شركت ‏كننده در اين مسابقه، در سال‌هاي آخر قران پيش و اوايل قرن جديد، ديدني بود. هر يك از تيم‌ها ‏نهايت تلاش خود را مبذول مي‌داشت تا زودتر از بقيه با به پرواز درآوردن فضاپيماي خود جايزه ده ‏ميليون دلاري مسابقه را كسب و از آن مهم‌تر نام خود را در تاريخ ثبت كند.‏

سرانجام در 4 اكتبر 2004، اسپيس‌شيپ‌1 ‏‎(SS1)‎، با پرواز تاريخي خود به اين آرزوي ديرين ‏پاسخ گفت. اسپيس‌شيپ‌وان، فضاپيمايي ساخت يكي از تيم‌هاي شركت كننده در مسابقه ‏اكس‌پرايز، اولين فضاپيماي سرنشين‌داري شد كه در بخش خصوصي و نه با هزينه‌هاي دولتي به ‏مرز فضا رسيد. اين پرواز كه به ارتفاع 328000 پايي انجام شد، با پرواز دومي كه طي كمتر از دو ‏هفته انجام شد، رسيدن به جايزه ده ميليون دلاري اكس‌پرايز را ممكن كرد. ‏

علاوه بر احراز شرايط دريافت جايزه اكس، برايان بيني، خلبان اين وسيله، ركورد 22 اوت سال ‏‏1963 خلبان ژوزف واكر را كه با هوافضاپيماي اكس-15 به ارتفاع 354200 پايي رسيده بود، ‏شكست. پرواز با اسپيس‌شيپ‌1 برايان بيني، او را تا ارتفاع 6/69 مايلي يا 367442 پايي بالاتر از ‏سطح زمين حمل كرد. اين پرواز، مقارن با 47امين سالگرد پرتاب ماهواره روسي اسپوتنيك، در ‏اولين روز هفته جهاني فضاي آن سال انجام شد. ‏



...اسپيس‌شيپ‌وان، اولين فضاپيماي خصوصي جهان با قابليت حمل مسافر‏

اسپیس شیپ وان سوار بر شوالیه سفید

سفينه فضايي1 يا ‏SpaceShipOne‏ كه يك راكت سرنشين‌دار زيرمداري است و ساخت آن ‏‏25 ميليون دلار هزينه دربر داشته است، در واقع مرحله دوم فضاپيمايي است كه برت راتن، از ‏طراحان بلندآوازه هواپيماهاي خارق‌العاده جهان، آن را طراحي كرده است. هواپيماي حامل سفينه ‏فضايي1، با عنوان شواليه سفيد يا وايت نايت White Knight‎، آن را تا ارتفاع 50.000 پايي ‏حمل مي‌كند. 50 دقيقه پس از برخاستن، سفينه از هواپيماي حامل جدا مي‌شود و با بهره‌گيري از ‏توان راكت خود به سمت استراتوسفر صعود مي‌كند. ‏

شركت امريكايي اسكيلد كامپوزيتز، به سرپرستي برت راتن، 21 ژوئن 2004، آخرين پرواز ‏آزمايشي وسيله سرنشين‌دار خود را با موفقيت به انجام رساند. اين پرواز به عنوان اولين پرواز ‏سرنشين‌دار يك سفينه فضايي خصوصي به فضا، در تاريخ ثبت شد. پرواز روز 21 ام ژوئن سفينه ‏فضايي1، شرايط مسابقه انصاري اكس پرايز را احراز نمي‌كرد، به اين دليل كه تنها حامل خلبان بود ‏و جرمي معادل دو نفر ديگر را حمل نمي‌كرد، اما براي تيم آقاي راتن، قدمي بزرگ در راه رسيدن به ‏جايزه 10 ميليون دلاري بنياد انصاري اكس پرايز بود.‏

چندي پيش از پروازهاي آزمايشي اين وسيله، اداره هوانوردي فدرال ايالات متحده، ‏FAA، به ‏اسپيس‌شيپ1، براي يك دوره يك ساله، جهت انجام پروازهاي زيرمداري گواهينامه پرواز داده بود. ‏اسكيلد كامپوزيتز ـ كه پل آلن، ميليارد معروف امريكايي و از بنيان‌گذاران شركت مايكروسافت، ‏سرمايه‌گذار آن است ـ اولين نهاد غير دولتي بود كه موفق به دريافت چنين گواهينامه‌اي شد.‏

فضاپيماي ‏SS1‎‏ در زير شكم هواپيماي حامل شواليه سفيد، حمل مي‌شود. شواليه سفيد، ‏هواپيمايي تحقيقاتي با يك خلبان و دو موتور توربوجت و قادر است كه در ارتفاعات بالا به انجام ‏مأموريت بپردازد. اولين پرواز اين هواپيما در اول اوت 2002 انجام گرفت. اين هواپيما به كيفيت ‏پروازي تمام سيستم‌هاي ‏‎ SS1‎به جز پيشرانش راكت، تجهيز شده است. كابين هواپيما، اويونيك، ‏سيستم‌هاي پشتيباني حيات، سيستم‌هاي سرمازا، تعادل، سيستم داده‌ها، و اجزاي سيستم الكتريكي ‏عيناً همان‌هايي هستند كه در ‏SS1‎‏ نصب شده است. ‏

شواليه سفيد، ‏SS1‎‏ را در ارتفاع 50.000 پايي رها مي‌كند. سپس ‏SS1‎‏ با شتابي معادل 3 تا 4 ‏جي، به‌صورت عمودي صعود مي‌كند. موتورهاي هيبريدي، 65 ثانيه پس از احتراق، سرعت فضاپيما ‏را به ماخ 5/3 مي‌رسانند. فضاپيما پيش از سقوط آزاد در بازگشت به زمين، در امتداد 100 ‏كيلومتري پرواز مي‌كند. ‏

قبل از بازگشت به جو زمين، خلبان دو دم ‏SS1‎‏ را به حالت عمودي باز مي‌كند. شيوه ‏فدرينگ، فضاپيما را بدون اينكه نياز به وارد كردن ورودي از سوي خلبان باشد، پايدار مي‌كند. ‏كاهش شتاب در هنگام بازگشت به جو در حدود 5 جي است. پس از بازگشت به جو زمين، خلبان ‏دم را از حالت عمودي به افقي بازمي‌گرداند و ‏SS1‎‏ در باند فرود، گلايد مي‌كند.‏

نسبت تراست به وزن بالا و ترمز‌هاي بزرگ سرعت شواليه سفيد، اين امكان را براي فضانوردان ‏فراهم مي‌كند كه تمرينات پروازي مانند مانورهاي صعود عمودي، پيشروي و فرود را در محيطي ‏بسيار واقعي بياموزند. بنابراين اين هواپيما با دقت بالايي، سيمولاتور متحرك را براي خلبان آموزشي ‏SS1‎‏ ايجاد مي‌كند. ‏

Space Ship One

پيش از پرواز 4 اكتبر، ‏SS1‎، پروازهاي آزمايشي زيادي را طي مراحل مختلف در صحراي ‏موهاوي آمريكا انجام داده بود. ساخت اين وسيله از سال 2001 و آزمايش‌هاي بخش‌هاي مختلف ‏آن از سال 2002 آغاز شد. ابتدا اجزا و قطعات آزمايش شدند و سپس وايت نايت پروازهاي آزمايشي ‏خود را شروع كرد.

پس از آنكه هواپيماي حامل پروازهاي آزمايشي خود را با موفقيت پشت سر ‏گذاشت، ‏SS1‎‏ و وايت نايت پروازهاي آزمايشي توأمان خود را شروع كردند. در اين آزمايشات در ‏ابتدا ‏SS1‎‏ با گلايد كردن از هواپيماي حامل رها مي‌شد. ‏

تقاضاي مشهودي كه براي پروازهاي توريستي به فضا در بين مردم وجود دارد باعث شكل‌گيري ‏بنياد اكس پرايز شد و اين بنياد در صدد است با اختصاص جايزه به شكل‌گيري پروازهاي تجاري ‏فضايي براي مردم، كمك كند. ‏



...
بنياد اكس‌پرايز؛ مشوق ساخت فضاپيماهاي خصوصي
يكي از مهمترين دلايلي كه هوانوردي را به صنعتي 250 ميليارد دلاري تبديل كرده است، ‏جوايزي بوده كه در اين مسير به پيشگامان آن اهدا شده است. بنياد اكس پرايز در سنت لوئيس ‏ايالت ميسوري امريكا واقع شده است. هدف اين بنياد، توسعه وسايل نقليه فضايي است كه نقل و ‏انتقال ارزان‌قيمت مردم به فضا را فراهم كنند. در حقيقت پروازهاي فضايي تجاري مقرون به‌صرفه ‏در جهت ارائه خدمات گردشگري فضايي از مهمترين اهداف اين بنياد است. اكس پرايز جايزه‌اي 10 ‏ميليون دلاري است كه از سوي اين بنياد براي ترغيب و تشويق سازندگان، طراحان و ساير ‏علاقه‌مندان به ساخت اولين فضاپيماي خصوصي سرنشين‌دار در نظر گرفته شد. ‏

این چک 10 میلیون دلاری حاصل سالها تلاش و ممارست است

پيتر ديامنديس باني‎ ‎و رئيس بنياد اكس‌پرايز، اين بنياد را در سال 1995 به همين منظور در ‏سنت لوئيس ميسوري كه يكي از اولين مراكز ابداعات هوافضا است، تأسيس كرد. اين مؤسسه در ‏‏18 مه 1996 جايزه‌اي 10 ميليون دلاري تحت عنوان مسابقه اكس- پرايز براي اولين سازندگان ‏سفينه فضايي، كه قابليت سفر زيرمداري و حمل مسافر را داشته ‌باشد، درنظر گرفت.
پس از تقبل ‏اين جايزه از سوي خانواده انصاري، نام بنياد به انصاري اكس‌پرايز تغيير يافت.‏ خانواده انصاری پس از تقبل اين مبلغ گزاف نام خود را در صنعت خصوصی فضاپیمایی به جاودانگی ثبت کردند. پس از آن سفر انوشه انصاری به ایستگاه بین المللی فضایی و با هزینه شخصی گام دیگری بود که تا نام این خانواده عاشق فضا از زبانها نیافتد.

اكس پرايز پس از اُرتيگ پرايز كه در دهه 1920 به همت هتل‌داري به‌نام ريموند ارتيگ ترتيب ‏داده شده بود، بنيانگذاري شد. ارتيگ قصد داشت روابط بين ايالات متحده و فرانسه را كه پس از ‏جنگ اول جهاني كمي تيره شده بود سامان بخشد. به همين دليل، وي اعلام كرد به اولين گروهي ‏كه فاصله بين پاريس و نيويورك را بدون توقف با هواپيما طي كند جايزه‌اي نقدي به ارزش 25000 ‏دلار اعطا خواهد كرد. 9 تيم چيزي در حدود 16 برابر مبلغ جايزه در اين راه خرج كردند. ‏

در سال 1927، چارلز ليندبرگ‎ ‎جايزه ارتيگ را برد. زماني كه وي تصميم گرفت اين مسير را با ‏هواپيماي تك موتوره تك‌سرنشين طي كند كمترين انتظاري نمي‌رفت كه موفق شود. اين در حالي ‏بود كه ساير گروه‌ها اغلب با هواپيماهاي سه موتوره دونفره پرواز مي‌كردند. پرواز ليندبرگ استنباط ‏و تصور مردم را درباره هوانوردي تغيير داد. هم‌اكنون اين صنعت به صنعتي چند ميليارد دلاري ‏تبديل شده است.‏ بنياد اكس پرايز نيز در نظر دارد چنين برنامه‌اي را در مورد گردشگري فضايي به نتيجه برساند.‏

ليندبرگ در شهر سنت لوئيس زندگي مي‌كرد و كپسول‌هاي مِركوري و جِميني كه براي فرود ‏انسان بر روي كره ماه مورد استفاده قرار گرفتند در همين شهر ساخته شدند. در سال 1925، 9 تن ‏از اهالي سنت‌لوئيس تحت عنوان روح سنت لوئيس، چارلز ليندبرگ را حمايت و ترغيب مي‌كردند. ‏اكس‌پرايز نيز با 100 عضو تحت عنوان روح تازه سنت لوئيس، كار خود را آغاز كرد. ‏ شرايط ذكر شده براي وسيله نقليه‌اي كه مشمول دريافت جايزه مي‌شد، به قرار زير بود:‏

  • فضاپيما بايد با بودجه شخصي ساخته شود و جايزه به پروژه‌هاي دولتي تعلق نمي‌گيرد.‏

  • حداقل سه مسافر را به ارتفاع حداقل 100 كيلومتري ببرد و به بهترين صورت بازگرداند.‏

  • حتماً قابليت استفاده مجدد داشته و قادر به دو پرواز در طي14روز باشد.‏

واضح است كه هدف اين ارگان ترغيب طراحان به ايجاد سيستم حمل و نقل كارآمد عمومي ‏فضايي است. پيتر ديامنديس، رئيس و بنيانگذار بنياد غيرانتفاعي انصاري اكس‌پرايز، يكي از اهداف ‏اين ارگان را "تغيير اين باور عمومي كه پروازهاي فضايي تنها در انحصار دولت‌ها و فضانوردان ‏قديمي است" عنوان كرده است. وي زمينه‌هاي مأموريت اين مؤسسه را به‌صورت زير توضيح ‏مي‌دهد:‏

  • ايجاد رقابت و سرعت‌بخشيدن به‌ساخت فضاپيماهاي كم‌هزينه، جهت سفر، گردشگري و ‏تجارت.‏

  • ايجاد برنامه‌هايي براي كمك به عموم مردم درجهت آگاهي از مزاياي مسافرت فضايي ‏كم‌هزينه.‏

  • ايجاد فرصتي براي مردم، براي تجربه ماجراجويي‌هاي فضايي به‌صورت واقعي.‏




...تحقق سفرهاي فضايي عمومي
گردشگري فضايي در ابعاد وسيع به وقوع نمي‌پيوندد، مگر آنكه ناوگان مسافرتي فضايي به ‏صورتي ايمن و قابل دسترس ايجاد شود و علاوه بر آن هزينه سفر به فضا به ازاي هر نفر كاهش يابد ‏و به حد و اندازه‌اي معقول كه از جانب تعداد بيشتري از مردم قابل پرداخت باشد برسد. در صورت ‏تحقق اين امر در مقايسه با سفرهاي ناوگان شاتل فضايي امروز كه سالي چند پرواز است, شاهد ‏سفرهاي توريستي درهر هفته و يا حتي هر روز خواهيم بود.‏

پرتاب به مدار، به شتابي با ماخ 26 نياز دارد. براي رسيدن به اين شتاب بايد به ازاي هر مسافر ‏‏10 تن سوخت مصرف كرد. اهميت و يا ايراد اين موضوع از نظر اقتصادي مطرح مي‌شود. علاوه ‏براين، تا زماني كه مردم به گردشگري فضايي به صورت يك موضوع تازه و نو نگاه مي‌كنند، سؤالاتي ‏زيادي در اين زمينه از جانب آنها مطرح مي‌شود كه نياز به پاسخگويي دارد و تا زماني كه اين ‏موضوع به اندازه كافي براي مردم روشن نشده است، پيشرفت نيز در اين زمينه غيرممكن و يا بسيار ‏كند خواهد بود.‏

اين موضوع در حال حاضر نسبت به 4 دهه گذشته به طور چشمگيري تغيير كرده است. تفاوت ‏امروز با چهار دهه گذشته, در مسائل اساسي اقتصادي، پارامترهاي سياسي و اقتصادي وابسته، هم ‏در ممالك پيشرفته و هم در كشورهاي در حال توسعه قابل مشاهده است. در ممالك صاحب ‏فناوري فضايي در حال حاضر تلاش مي‌شود كه علايق و توانايي‌هاي دولت و نيز عامه مردم در ‏جهت همسو كردن فعاليت‌ها در زمينه پرواز فضايي انساني و در زمينه گردشگري فضايي به كار ‏گرفته شود.‏

بازار سرويس‌ها و يا خدمات حمل و نقل با تقاضاي مشتري شكل مي‌گيرد. پيشرفت اين بازار ‏نيز با پتانسيل تقاضاهاي جديد حاصل مي‌شود. اما فقط در زمينه‌هايي سرمايه‌گذاري مي‌شود كه ‏پيش‌بيني بازاري بزرگ با تقاضاي زياد وجود داشته باشد. در غير اين صورت ريسك آن پذيرفته ‏نمي‌شود و سرمايه گذاري انجام نمي‌گيرد.‏

حمل و نقل فضايي نيز از همان قوانين پيروي مي‌كند: بازار پرتاب ماهواره‌ها باعث پيدايش ‏پرتاب‌كننده‌هاي مصرفي شد. چراكه تا قبل از آن تنها موشك‌هايي براي اهداف نظامي طراحي شده ‏بودند. واضح است كه پيدايش و توسعه وسايل پرتابي قابل استفاده مجدد بسيار مقرون‌به‌صرفه‌تر ‏است و هزينه دستيابي و پرتاب به فضا را بسيار كاهش خواهد داد. ولي هزينه توسعه اين وسايل ‏بسيار بالاست و تا زماني كه بازاري بزرگ و به عبارت واضح‌تر تقاضا براي پرتاب وجود نداشته باشد ‏‏(تقاضايي بالاتر از تقاضاي موجود) توسعه اين وسايل مقرون به صرفه نخواهد بود (مگر آنكه هزينه ‏توسعه اين وسايل با هزينه‌اي زير 1 ميليارد دلار انجام گيرد). ‏

تنها بازاري كه مي‌توان براي چنين تقاضاهاي بالقوه‌اي در نظر گرفت، مسافرت‌هاي فضايي ‏است. تحقيقات انجام شده نشان داده است كه مردم به اين موضوع بسيار علاقه‌مندند و در حقيقت ‏تقاضاي بالقوه‌اي براي اين امر وجود دارد و مردم حتي حاضرند با پرداخت هزينه‌هاي بالا به فضا ‏سفر كنند. اما اين موضوع تا به امروز از سوي دولت‌ها و سازمان‌هاي فضايي مورد توجه جدي قرار ‏نگرفته است.‏

از سوي ديگر، اشتياق مردم هنوز با باور عمومي همراه نشده است. بسياري اين امر را غيرواقعي ‏و يا دست‌نيافتني تلقي مي‌كنند. بنابراين، نياز به آموزش‌هاي وسيع و همه‌جانبه در اين باره غيرقابل ‏انكار است، كه هم به سؤالات مردم پاسخ داده شود و هم اين موضوع از جانب آنها مورد پذيرش قرار ‏گيرد و انگيزه آنها را براي سفر به فضا افزايش دهد. اشتياق مردم، تلاش بيشتر شركت‌ها و در نهايت ‏توجه افزون‌تر دولت‌ها را باعث خواهد شد، كه نتيجه‌گيري را در اين‌باره تسريع خواهد كرد. ‏

اگرچه طراحي و ساخت فضاپيماها و وسايل پرتابي قابل استفاده مجدد مستلزم ‏سرمايه‌گذاري‌هاي كلان است اما تنها راهي كه مردم بتوانند ـ به‌‌صورت اقتصادي ـ به فضا سفر ‏كنند، چه براي گردشگري و چه به منظور ساير اهداف، ساخت و توسعه اين وسايل به‌صورتي است ‏كه بتوانند مانند خطوط هوايي امروز كار كنند. علاوه بر اين، براي استفاده‌هاي تجاري از فضا ساخت ‏وسايل نقليه با قابليت استفادة‌ مجدد, اجتناب‌ناپذير است. موشك‌هاي يك‌‌بارمصرف فعلي نمي‌توانند ‏جوابگوي اين هدف باشند, چرا كه ابداً مقرون‌به‌صرفه نيستند. ‏

بايد توجه كرد كه سرعت لازم براي پرش زيرمداري در مقايسه با سرعت مورد نياز براي رفتن ‏به مدار, بسيار كمتر است. براي پرش‌زيرمداري به سرعتي حول و حوش 1 كيلومتر برثانيه نياز ‏داريم, درحالي كه براي رفتن به مدار, سرعتي معادل 8/7 كيلومتربرثانيه لازم است. بنابراين، ساخت ‏وسيله نقليه مورد نياز براي هريك از اين دو منظور با ديگري تفاوت زيادي خواهد داشت. بسياري از ‏شركت‌هاي ساخت وسايل نقليه فضايي, روي طراحي و ساخت وسيله نقليه‌اي كه قابليت پرش ‏زيرمداري داشته باشد, كار مي‌كنند. چنين وسيله‌اي علاوه بر استفاده در سفرهاي فضايي, مي‌تواند ‏در رفت ‌و آمدهاي پرسرعت زميني- مثل طي‌كردن فاصله بين تهران تا توكيو ظرف 45 دقيقه- و ‏نيز در مرحله ابتدايي پرتاب ماهواره به‌كار گرفته شود.‏

يكي از مهمترين مسائل در توسعه فضاپيماهاي مختص گردشگري، مساله ايمني است؛ چرا كه ‏حادثه‌اي ناگوار، هرچند كوچك، در مراحل اوليه مي‌تواند منجر به عكس‌العمل‌هاي تند عمومي شود. ‏